www.mahdinet.ir   ارتباط با ما بازگشت به صفحه اصلی فارسی  
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في كل الساعة وليا و حافظا و قاعداو ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا   www.mahdinet.ir  
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links

Google

       
   
   

منجي در نزد يهود   

 

بشارات ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب «تورات»

در كتاب تورات كه از كتب آسمانى به شمار مى رود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آنها است، بشارات زيادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخر الزمان آمده است كه چون مضمونهاى آن بشارات در قرآن كريم و احاديث قطعى و متواتر اسلامى به صورت گسترده اى وارد شده و نشان مى دهد كه مسأله «مهدويّت» اختصاص به اسلام ندارد، قسمتى از آن بشارات را در اينجا مى آوريم، و برخى از نكات آنها را توضيح مى دهيم تا موضوع تشكيل حكومت واحد جهانى، و تبديل همه اديان و مذاهب مختلف به يك دين و آيين مستقيم، برهمگان روشن شود.

گفتنى است كه چون در كتاب «عهد عتيق» (يعنى: تورات و ملحقات آن) همچون كتاب انجيل، از بازگشت و رجعت حضرت عيسى (عليه السلام)سخن به ميان آمده است و اين مطلب، رابطه مستقيم با ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)دارد، نگارنده نيز در ضمن بشارات ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)، فرازهايى از «تورات» را آورده است تا دانسته شود كه قوم يهود نيز بر اساس آنچه در كتابهاى مذهبى خودشان آمده است همچون مسلمانان به «رجعت» و بازگشت حضرت مسيح(عليه السلام)معتقدند. و در اين باره ترديد ندارند كه بالاخره روزى فرا مى رسد كه حضرت عيساى روح الله(عليه السلام)به زمين باز مى گردد و برخى از آنها را تنبيه و از برخى ديگر انتقام مى گيرد، هر چند كه بسيارى از آنان بر اثر آيات و معجزاتى كه از حضرت مهدى(عليه السلام)و عيساى مسيح(عليه السلام)مى بينند ايمان آورده و تسليم مى شوند و در برابر حق خاضع و خاشع مى گردند.

اينك به قسمتى از بشاراتى كه در «تورات» و ملحقات آن آمده است، توجّه فرماييد:

  الف) بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در «زبور داوود»

در زبور حضرت داود(عليه السلام) كه تحت عنوان «مزامير» در لابلاى كتب «عهد عتيق» آمده، نويدهايى در باره ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) به بيانهاى گوناگون داده شده است و مى توان گفت: در هر بخشى از «زبور» اشاره اى به ظهور مبارك آن حضرت، و نويدى از پيروزى صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهانى و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد و مستقيم، موجود است.

و جالب توجّه اين كه، مطالبى كه قرآن كريم در باره ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) از «زبور» نقل كرده است عيناً در زبور فعلى موجود و از دست برد تحريف و تفسير مصون مانده است.

قرآن كريم چنين مى فرمايد:

(وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحوُنَ).

«ما علاوه بر ذكر (تورات) در «زبور» نوشتيم كه ]در آينده[ بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد».

مقصود از «ذكر» در اين آيه شريفه، تورات موسى(عليه السلام) است كه زبور داود(عليه السلام)پيرو شريعت تورات بوده است.

 اين آيه مباركه از آينده درخشانى بشارت مى دهد كه شرّ و فساد به كلّى از عالم انسانى رخت بر بسته، و اشرار و ستمكاران نابود گشته اند، و وراثت زمين به افراد پاك و شايسته منتقل گرديده است. زيرا كلمه «وراثت و ميراث» در لغت، در مواردى استعمال مى شود كه شخص و يا گروهى منقرض شوند و مال و مقام و همه هستى آنها به گروهى ديگر به وراثت منتقل شود.

به هر حال، طبق روايات متواتره اسلامى ـ از طريق شيعه و سنّى ـ اين آيه شريفه مربوط به ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه السلام) مى باشد، و قرآن كريم اين مطلب را از زبور حضرت داود (عليه السلام) نقل مى كند، و عين همين عبارت در زبور موجود است. و اينك متن زبور:

«(9) زيرا كه شريران منقطع مى شوند. امّا متوكّلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد. (10) و حال اندكست كه شرير نيست مى شود كه هر چند مكانش را جستجو نمايى ناپيدا خواهد بود (11) امّا متواضعان وارث زمين شده از كثرت سلامتى متلذّذ خواهند شد (12) شرير بخلاف صادق افكار مذمومه مى نمايد، و دندانهاى خويش را بر او مى فشارد (13) خداوند به او متبسّم است چون كه مى بيند كه روز او مى آيد (14) شريران شمشير را كشيدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكين را بيندازند، و كمانهاى ايشان شكسته خواهد شد (16) كمى صدّيق از فراوانى شريران بسيار بهتر است. (17) چون كه بازوهاى شريران شكسته مى شود و خداوند صدّيقان را تكيه گاه ا ست (18).

خداوند روزهاى صالحان را مى داند و ميراث ايشان ابدى خواهد بود (19) در زمان «بلا» خجل نخواهندشد، و در ايّام قحطى سير خواهند بود (20) لكن شريران هلاك خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پيه برّه ها فانى بلكه مثل دود تلف خواهند شد; (22) زيرا متبرّكان خداوند، وارث زمين خواهند شد، امّا ملعونان وى منقطع خواهند شد (29) صدّيقان وارث زمين شده، ابداً در آن ساكن خواهند شد (34) به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار كه تو را به وراثت زمين بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شريران اين را خواهى ديد (38) امّا عاصيان، عاقبت مستأصل، و عاقبت شريران منقطع خواهند شد».

در فصل ديگر مى فرمايد:

«. . . قومها را به انصاف داورى خواهد كرد. آسمان شادى كند و زمين مسرور گردد. دريا و پرى آن غرش نمايند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آيد. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود به حضور خداوند. زيرا كه مى آيد، زيرا كه براى داورى جهان مى آيد. ربع مسكون را به انصاف داورى خواهد كرد. و قومها را به امانت خود».

و از جمله در مزمور 72 در مورد پيامبر بزرگوار اسلام و فرزند دادگسترش حضرت مهدى(عليه السلام)، چنين مى فرمايد:

«(1) اى خدا ! شرع و احكام خود را به «ملك»، و عدالت خود را به «ملك زاده» عطا فرما (2) تا اين كه قوم تو را به عدالت و فقراى تو را به انصاف حكم نمايد (3) به قوم كوهها سلامت و كويرها عدالت برساند (4) فقيران قوم را حكم نمايد، و پسران مسكينان را نجات دهد، و ظالم را بشكند (5) تا باقى ماندن ماه و آفتاب دور به دور از تو بترسند (6) بر گياه بريده شده مثل باران و مانند امطار ـ كه زمين را سيراب مى گرداند ـ خواهد باريد (7).

و در روزهايش صدّيقان شكوفه خواهد نمود، و زيادتى سلامتى تا باقى ماندن ماه خواهد بود (8) از دريا تا به دريا و از نهر تا به اقصى زمين سلطنت خواهد نمود (9) صحرا نشينان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاك را خواهند بوسيد (10).

ملوك طرشيش و جزيره ها، هديه ها خواهند آورد، و پادشاهان شبا و سبا پيشكشها تقريب خواهند نمود (11) بلكه تمامى ملوك با او كرنش خواهند نمود، و تمامى اُمم او را بندگى خواهند كرد (12) زيرا فقير را وقتى كه فرياد مى كند و مسكين كه نصرت كننده ندارد، خلاصى خواهد داد (13) و به ذليل و محتاج ترحّم خواهد فرمود و جانهاى مسكينان را نجات خواهد داد (14) جان ايشان را از ظلم و ستم نجات خواهد داد، و هم در نظرش خون ايشان قيمتى خواهد بود (15) و زنده مانده از شبا به او بخشيده خواهد شد (16) در زمين به سر كوهها مشت غلّه كاشته مى شود كه محصول آن مثل اسنان متحرّك شده، اهل شهرها مثل گياه زمين شكوفه خواهند نمود (17).

اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقى بماند، در او مردمان بركت خواهند يافت، و تمامى قبايل او را خجسته خواهند گفت (19) بلكه اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد، و تمامى زمين از جلالش پر شود (20) دعاى داود پسر يسىّ تمام شد».

توضيح مختصرى پيرامون بشارت فوق:

در اين بشارت ـ چنان كه بر ارباب فضل و دانش و اهل علم و اطلاع و كسانى كه با قرآن و روايات اهل بيت(عليهم السلام) سر و كار دارند، مخفى نيست پيامبر بزرگ اسلام حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله عليه وآله وسلم) به عنوان «ملك» و فرزند گرامش حضرت مهدى(عليه السلام) كه بزرگ ترين و كامل ترين مظهر عدل الهى است به عنوان «ملك زاده» معرفى گرديده، و به بعضى از امتيازات و مشخصات ديگر وى نيز اشاره شده است.

ولى برخى از علما و دانشمندان «يهود» چنين پنداشته اند كه: منظور از «ملك» در اين آيه، حضرت داود(عليه السلام)، و منظور از «ملك زاده» فرزند وى حضرت سليمان(عليه السلام)است، و روى اين پندار نا درست خواسته اند آيات مذكور را از بشارت دادن به بعثت حضرت خاتم النبيين(صلى الله عليه وآله وسلم) و نويد ظهور خاتم اوصيا حضرت حجّت بن الحسن العسكرى(عليه السلام)منصرف كنند، ولى اين انديشه از چند جهت نادرست و غير قابل قبول است، زيرا:

نخست اين كه، حضرت داود(عليه السلام) از انبياى پيرو شريعت تورات بوده و خود او داراى شريعت و احكام نوينى نبوده است تا اين كه بگويد: «اى خدا ! شرع و احكام خود را به «ملك» و عدالت خود را به «ملك زاده» عطا فرما»، و روى اين اصل در خواست شريعت مستقل نوين در خور مقام آن حضرت نيست.

دوّم: اين كه، در خواست شرع و احكام و عدالت كه به صورت دعا بر زبان حضرت داوود(عليه السلام) جارى شده ـ چنان كه از نحوه در خواست آشكار است ـ براى دو شخصيّت عظيم آسمانى است كه يكى داراى مقام سلطنت بر پيامبران و صاحب شرع و احكام جديد، و ديگرى مظهر أتمّ عدالت، و صاحب مقام ولايت مطلقه، و مورد انتظار عموم ملل جهان است.

سوّم: اين كه، عظمت، قدرت، شوكت و سلطنتى كه در آيات مزبور براى «ملك زاده» ذكر گرديده است نه با حضرت سليمان(عليه السلام) و نه با هيچ يك از انبياى الهى وفق نمى دهد; زيرا نه مملكت حضرت سليمان(عليه السلام) از مملكت پدرش حضرت داوود(عليه السلام)ـ بنابر اعتقاد اهل كتاب ـ وسيع تر بوده، و نه هم ظلم و ستم در عهد او شكسته شده است.

چهارم: اين كه، بر حسب آنچه برخى از علماى عهدين ـ عهد عتيق و عهد جديد تورات و انجيل ـ احتمال داده و به وجوهى استدلال جسته اند، مزمور فوق كلام حضرت سليمان(عليه السلام)است نه كلام حضرت داود(عليه السلام)، و حضرت سليمان(عليه السلام)كه پس از مرگ پدر، صاحب مقام و كتاب گرديده است معقول نيست براى پدرش كه از دنيا رفته است درخواست شرع جديد كند. و بر فرض اين كه بر خلاف احتمال آنان، مزمور فوق كلام حضرت داود(عليه السلام)باشد ـ چنان كه اشاره كرديم ـ دعا براى دو شخصيّت والايى است كه در آينده تاريخ بعد از او ظاهر خواهند شد.

پنجم: چنان كه از آيه (20) استفاده مى شود تمامى آيات ياد شده به عنوان دعا بر زبان حضرت داود(عليه السلام) جارى شده و شايسته مقام نبوّت ـ كه بالاترين مدارج كمال و عبوديّت و بندگى است ـ اين است كه، در مقام دعا و استدعاى از پروردگار، در كمال خضوع و خشوع و انكسار در برابر آفريدگار، زبان به تذلّل و كوچكى بگشايد، و با زبان عجز و لابه و عارى از هر نوع خود بينى و خود پسندى مقاصد خويش را از خداى جهان بخواهد، نه اين كه در برابر سلطان واقعى و مالك الملوك جهان خود را «پادشاه» و فرزند خود را «شاهزاده» بخواند.

ششم: اين كه، در چند آيه از بشارت مزبور، سلطنت و دعوت «ملك زاده» را عمومى و جهانى خوانده، و قدرت و جبروت روحانى وى را شامل پادشاهان و قدرتمندان و سلاطين مقتدر جهان دانسته، و سراسر كره مسكون را قلمرو دولت حقّه وى معرفى نموده، چنان كه در اخبار وارده از ائمّه معصومين(عليهم السلام) نيز در حقّ شخصيّت بى نظير حضرت مهدى(عليه السلام)، چنين سخن رفته است.

هفتم: اين كه، در آيه (7) به اصحاب خاص آن حضرت اشاره نموده كه با ظهور نور پر فروغ مهدوى(عليه السلام) آن خورشيد جهانتاب عدل الهى، صدّيقان شكوفه كنند، و رحم اجتماع بزرگ جهانى، مردانى پاك سيرت، راست گفتار و درست كردار از خود نمايان سازد، و سعادت و سلامت، رفاه و خوشبختى، بهروزى و بهزيستى كه مولود تسلّط آن يگانه منجى عالم و دولت عدالت پيشه آن حضرت است تا انقراض جهان پايدار خواهد بود، چنان كه در روايات اسلامى نيز آمده است: «دولتنا آخر الدول».

و هشتم: اين كه، در آيه (17 و 18) خاطر نشان ساخته است كه تا جهان باقى است و خورشيد در آسمان نور افشانى مى كند، اشعه خورشيد فروزان قائم آل محمّد(عليهم السلام) بر روح و جان جهانيان خواهد تابيد، و تمامى قبايل او را خجسته خواهند گفت، و تمامى روى زمين از جلال و عظمتش پر خواهد شد، چنان كه در روايات مستفيضه و متواتره اسلامى كه د رمورد ظهور آن مهر تابان رسيده است، كمتر حديثى يافت مى شود كه در ضمن آن جمله «يملاَُ الأرضَ قِسْطاً وَ عَدْلا، كَما مُلَئت ظُلْماً و جَوْراً» نيامده باشد.

بنابر اين، جاى هيچ گونه شك و ترديد نيست كه مقصود از «ملك» در مزمور 72 از زبور داوود(عليه السلام) همان نور قدوسى حضرت محمّد بن عبداللّه(صلى الله عليه وآله وسلم) سيّد رسولان و خاتم پيغمبران، و مقصود از «ملك زاده» حضرت صاحب الزمان «مهدى موعود(عليه السلام)» دوازدهمين جانشين بر حق وفرزند دلبند آن بزرگوار است كه به خواست خداوند در روز معيّن و موعود، ظهور خواهد نمود، و سراسر روى زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد بعد از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد، و گردن گردنكشان و گردن فرازان را خواهد شكست، و چون مهر و ماه بر روح و جان جهانيان خواهد تابيد، وحكومت حقه الهيه وى تا ابد و تا قيام قيامت ادامه خواهد داشت. اللهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه.

ناگفته نماند كه نويدهاى ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در «زبور» فراوان است، و در بيش از 35 بخش از مزامير (150)گانه، نويد ظهور آن موعود اُمم و منجى عالم موجود است، كسانى كه طالب تفصيل بيشترى هستند مى توانند به متن «مزامير» در «عهد عتيق» مراجعه فرمايند.

ب) بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب «اشعياى نبى»

در كتاب «اشعياى نبى» كه يكى از پيامبران پيرو تورات است، بشارت فراوانى در مورد ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) آمده است كه جهت استدلال به كتاب مزبور، نخست فرازى از آن بشارت ها را نقل نموده، و برخى از نكات آن را توضيح مى دهيم تا معلوم شود كه مسلمانان در باره عقيده به ظهور يك مصلح جهانى تنها نيستند، بلكه همه اهل كتاب در اين عقيده با مسلمانان اشتراك نظر دارند.

در فرازى از بشارت كتاب اشعيا چنين آمده است:

«و نهالى از تنه «يسىّ» بيرون آمده، شاخه اى از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. يعنى روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشى او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤيت چشم خود، داورى نخواهد نمود و بر وفق سمع گوشهاى خويش، تنبيه نخواهد نمود; بلكه مسكينان را به عدالت داورى خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستى حكم خواهد نمود . . . كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت.

و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير پروارى با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چريد و بچه هاى آنها با هم خواهند خوابيد و شير مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شير خوره بر سوراخ مار بازى خواهد كرد، و طفل از شير باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعى خواهد گذاشت، و در تمامى كوه مقدس من، ضرر و فسادى نخواهند كرد; زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهايى كه دريا را مى پوشاند».

منظور از «نهالى كه از تنه يسىّ خواهد روييد» ممكن است يكى از چهار نفر از شخصيّت هاى بزرگ روحانى و رهبران عالى قدر بشر، حضرت داود، حضرت سليمان، حضرت عيسى و حضرت حجّت بن الحسن العسكرى(عليهم السلام)باشند; ولى دقّت و بررسى كامل آيات فوق نشان مى دهد كه منظور از اين نهال، هيچ يك از آن پيامبران نيست; بلكه همه آن بشارتها ويژه قائم آل محمّد(عليهم السلام)است; زيرا حضرت داوود و سليمان(عليهما السلام)فرزندان پسرى يسىّ، و حضرت عيسى بن مريم(عليه السلام)نواده دخترى وى، و قائم آل محمّد(عليه السلام)نيز از جانب مادرش جناب نرجس خاتون ـ كه دختر يشوعا، پسر قيصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواريون حضرت عيسى(عليه السلام) بوده، و نسب شريفش به شمعون صفا، وصىّ حضرت عيسى(عليه السلام)مى رسد ـ نواده دخترى «يسىّ» مى باشد.

در فرازى از اين بشارت چنين آمده است: «موافق رؤيت چشم خود داورى نخواهد كرد و بر وفق سمع گوشهاى خود تنبيه نخواهد نمود» و اين جمله، اشاره به حاكميت مطلق و حكومت عادلانه آن حضرت دارد كه وى بر اساس حق و واقع، حكم مى كند و نيازى به شاهد و بيّنه ندارد و از كسى گواهى نمى طلبد چنان كه در روايات اسلامى آمده است كه: «يحكم بحكم داود ومحمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)» يعنى به حكم حضرت داود و دستور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) حكم مى كند و با علم و دانش خدادادى خويش داورى مى نمايد.

و در فراز ديگرى از آن بشارت آمده است كه، در زمان حكومت حقه و دوران حكومت عدالت پيشه او «گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد ... و گوساله و شير پروارى با هم، و ... ضرر و فسادى نخواهند كرد»، اين جمله نشان مى دهد كه در زمان ظهور مبارك آن موعود آسمانى، عدل و داد آن چنان گسترش مى يابد كه جانوران و درندگان با هم سازش مى كنند و در كنار يكديگر قرار مى گيرند و خوى بهيميّت و درندگى را از دست مى دهند، و زيان و ضرر به هيچ يك از موجودات نمى رسانند چنان كه در اخبار و احاديث آمده است:

«وَ تَصْطَلِحُ فِي مُلْكِهِ السّباع، وَ اصْطَلَحَتِ السِّباع، و تأمَنُ الْبَهائم».

و در آخرين فراز از بشارت مزبور آمده است: «جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهايى كه دريا را مى پوشاند»، اين مطلب نشانگر اين واقعيّت است كه در عهد با سعادت آن موعود آسمانى چنان تحوّل عظيم علمى و فرهنگى به وجود مى آيد كه همه مردمان به خداى يگانه ايمان مى آورند. درهاى رشته هاى گوناگون علوم و دانش به روى انسانها گشوده مى شود، سطح معلومات بشرى بالا مى رود، راهى را كه بشريّت در طول تاريخ در هزاران سال پيش به دنبال آن بوده در زمان كوتاه مى پيمايد، عقلها كامل و انديشه ها شكوفا مى گردد، و كوته بينى ها و تنگ نظرى ها از بين مى رود، و انسانها به كمال و بلوغ عقلى و اخلاقى و انسانى مى رسند و به تمام ناكاميها، شكستها، ستمها، نادانيها و بدبختى ها پايان مى دهند، و زندگى شرافتمندانه تازه اى را آغاز مى نمايند. چنان كه در حديثى از امام باقر (عليه السلام) آمده است كه فرمود:

«إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ يَدَهُ عَلى رؤوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولَهُمْ وَ أَكَمَلَ بِهِ أَخلاقَهُمْ وَكَمُلَتْ به أَحْلامهُم».

«هنگامى كه قائم ما قيام كند دستش را بر سر بندگان مى گذارد و خردهاى آنها را گرد مى آورد و اخلاقشان را كامل مى گرداند، و به وسيله او به رشد و كمال مى رسند».

و در ضمن حديث ديگرى از آن بزرگوار نقل شده كه فرمود:

«. . . وَ تُؤتُونَ الْحِكْمَةَ فِي زَمانِه حتّى أَنّ الْمَرْأةَ لَتَقْضي فِي بَيْتِها بِكِتاب اللهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِ الله».

«در زمان او آن قدر به شما دانش و فرهنگ داده مى شود كه زن خانه دار در خانه خود با كتاب خدا و سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)داورى مى كند».

در حديث ديگرى، امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«إنَّ قائِمَنا إذا قامَ مَدَّ اللهُ لِشِيعَتِنا فى أسْماعِهِمْ وَ أبْصارِهِم، حتّى لا يَكُونَ بَيْنَهُمْ وَ بَيَنَ الْقائِمِ بَرِيد، يُكَلِّمُهُمْ فَيَسْمَعُونَ، وَ يَنْظُرُونَ إليه وَ هُو مَكانِهِ».

«هنگامى كه قائم ما قيام كند خداوند آنچنان گوشها و چشمهاى شيعيان ما را تقويت مى كند كه ميان آنها و حضرت قائم(عليه السلام) واسطه اى نخواهد بود، او با آنها سخن مى گويد و آنان سخن او را مى شنوند و او را مى بينند، در حالى كه او در مكان خودش مى باشد ]و آنها در نقاط ديگر[».

و در حديث ديگرى آمده است كه فرمود:

«إنَّ الْمُؤمِنَ في زَمانِ القائِم(عليه السلام) وَ هُوَ بِالْمَشْرِق لَيَرى أخاهُ الَّذي فِي الْمَغْرِب، وَ كَذا الَّذي فِي الْمَغْرِب يَرى أخاهْ الَّذي بِالْمَشْرِق».

«در زمان حضرت قائم (عليه السلام) يك انسان مؤمن در حالى كه در مشرق است برادر ـ دينى ـ خود را در مغرب است مى بيند، همچنين كسى كه در غرب عالم است برادرش را كه در شرق زمين است، مى بيند».

و در يك حديث ديگر آمده است كه فرمود:

«العِلْمُ سَبْعَة وَ عِشْرُونَ حرفاً، فَجَمِيعُ ما جائت بِهِ الرُّسُلُ حَرفان، فَلَمْ يَعْرِفِ النّاسَ حتّى الْيَوْم غير الحَرْفَين، فَإذا قام قائِمُنا أخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ العِشْرُين حَرْفاً، فَبَثَّها فِى النّاس وَ ضمّ إلَيْها الْحَرْفَيْنِ حتّى يَبُثَّها سَبْعَةَ وَ عِشْرينَ حَرْفاً».

«علم و دانش 27 حرف ]شاخه[ است; تمام آنچه پيامبران براى مردم آوردند و آشكار ساختند تنها دو حرف بيش نبوده است و مردم تا به امروز جز آن دو حرف را نشناخته اند. ولى هنگامى كه قائم ما قيام كند 25 حرف ديگر را نيز آشكار ساخته و آنها را در بين مردم منتشر مى سازد و آن دو حرف ديگر را به آن ضميمه مى كند تا 27 حرف علم كامل شود».

و در يك حديث جالب ديگر كه از آن حضرت در مورد فرمان روايى فرمان روايان حضرت حجّت بن الحسن(عليه السلام) وارد شده، چنين آمده است:

«إذا قامَ الْقائِم بَعَثَ فِي أقالِيْمِ الأرْضِ، فِى كُلِّ إقلِيم رَجُلا، يَقُولُ: عَهْدُكَ فِى كفِّكَ، فَإذا وَرَد عَلَيْكَ أمرٌ لا تَفهَمُهُ وَ لا تعرِفُ الْقَضاء فِيهِ فَانْظُرْ إلى كَفِّكَ وَ اعْمَلْ بِما فِيْها».

«هنگامى كه قائم(عليه السلام) قيام كند براى هر كشورى از كشورهاى جهان فرمانروايى مى فرستد و ]به او [مى گويد: دستور العمل تو در كف دست تو مى باشد، هر گاه حادثه اى براى تو روى دهد كه حكم آن را نفهمى و ندانى چگونه در مورد آن داورى كنى، به كف دستت نگاه كن و به آنچه در آنست عمل كن».

ما معناى واقعى اين حديث را درك نمى كنيم، و نمى دانيم كه حكم رويدادها چگونه ممكن است در كف دست آنها منعكس شود. آيا گاهى از رويدادها از طريق معجزه صورت مى گيرد كه در كف دست آنها نوشته مى شود يا كتابى در دستشان خواهد بود كه حكم هر حادثه اى در آن خواهد بود، و يا وسيله مجهّزى همچون دستگاه بى سيم يا مدرنتر و نيرومندتر و ظريفتر از آن در اختيار آنها قرار خواهد داشت كه بدان وسيله با حجّت خدا تماس خواهند گرفت؟

ولى به هر حال، اين حديث نشانگر اين واقعيّت است كه در آن عصر درخشان، علم و دانش ترقى فوق العاده اى خواهد داشت كه براى ما قابل درك و فهم نيست.

علاوه بر اين، از اين روايات چند مطلب استفاده مى شود كه مختصراً آنها را توضيح مى دهيم:

الف: هنگامى كه قائم آل محمّد(عليه السلام) قيام كند و حكومت واحد جهانى را تشكيل دهد و رهبرى مردم را به عهده بگيرد، مردم از پرتو وجود آن مصلح جهانى تكامل عقلى و علمى پيدا مى كنند. شرك و كفر و الحاد و نفاق از ميان برچيده مى شود، فساد اخلاقى و بى بند و بارى ريشه كن مى گردد، عدالت اجتماعى شامل همه طبقات مردم مى شود، همه مردمان خود را با اخلاق حميده اسلامى مى آرايند، فرهنگ و معارف اسلامى به نحو شايسته اى در بين مردم رواج پيدا مى كند، و دين اسلام و كلمه توحيد در همه جا حكم فرما مى شود.

ب: وسايل ارتباط جمعى و رسانه هاى گروهى به اندازه اى قوى و نيرومند و پيشرفته خواهد بود كه چيزى بنام اداره پست، تلگراف و تلفن و امثال آنها وجود نخواهد داشت و همه مردم در هر جا كه باشند و در هر شهرى كه زندگى كنند وجود مقدّس حضرت ولى عصر (عليه السلام) را مشاهده خواهند كرد و صداى ملكوتى او را خواهند شنيد. با او در ارتباط خواهند بود و تعاليم دينى و اسلامى را بدون واسطه از او دريافت خواهند نمود.

ج: ارتباط مستقيم نه تنها در سطح دولت، بلكه در سطح عموم، بين همه مردم جهان عملى خواهد شد، و همه مؤمنان در هر كجا كه باشند با يكديگر ارتباط مستقيم خواهند داشت، واين ارتباط شايد با دستگاهى كه كاملتر از تلفن هاى تلويزيونى باشد صورت خواهد گرفت كه طرفين در هر كجاى دنيا باشند همديگر را ببينند و صداى يكديگر را بشنوند.

بنابر اين، با توجّه به آنچه گذشت به اين نتيجه مى رسيم كه منظور از:

«نهالى از تنه يسىّ خواهد روئيد»، همان مهدى موعود(عليه السلام) است كه نه تنها بر سراسر كره زمين و ربع مسكون، بلكه بر سرتاسر جهان هستى حكومت خواهد كرد، و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود، و بشر را به بالاترين مدارج كمال خواهد رساند.

بشارت ديگرى از كتاب اشعياى نبى:

در بشارت ديگرى نيز در كتاب «اشعياء» در مورد ظهور قائم آل محمّد(عليه السلام)چنين آمده است:

«و در ايّام آخر واقع خواهد شد . . . جميع اُمّتها به سوى آن روان خواهند شد . . . او اُمّتها را داورى خواهد نمود، و قومهاى بسيارى را تنبيه خواهد كرد . . . اُمّتى بر اُمّتى شمشير نخواهد كشيد و بار ديگر جنگ را نخواهند آموخت».

آنچه از اين بشارت فهميده مى شود اين است كه پس از قيام شكوهمند مهدى موعود(عليه السلام) جميع اُمّتها به سوى او روى خواهند آورد. و او همه مردم جهان را از هر رنگ و نژادى كه باشند و هر دين و مذهبى كه داشته باشند در زير يك پرچم كه دين اسلام و توحيد باشد گرد خواهد آورد، و گروه بسيارى را تنبيه خواهد نمود، و در پرتو اجراى عدالتش، و در ميان مردم به قضاوت داودى داورى خواهد نمود، و بر اساس حق و واقع قضايا را حل و فصل خواهد كرد، كه سراسر گيتى را فرا خواهد گرفت ديگر اُمّتى بر اُمّتى شمشير نخواهد كشيد، و بار ديگر جنگ و خونريزى و ناامنى بر جهان حكمفرما نخواهد بود، و همه مردمان در صلح، صفا، صميميّت و آسايش و آرامش در كنار هم زندگى خواهند نمود.

بنابر اين، آنچه در فرازهاى بشارت مزبور آمده، همگى از آمدن انسان فوق العاده ممتاز و با عظمت خبر مى دهد كه بر همه جهان سيطره پيدا مى كند، و دنيا را پر از عدل و داد مى نمايد به گونه اى كه كسى حتّى جرأت تجاوز و تعدّى به ديگرى را در خود نمى بيند، زيرا بيم آن را دارد كه اگر مرتكب خلافى گردد ممكن است عليه او گزارش شود و در چنگال عدالت گرفتار آيد، چنان كه در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده است كه فرمود:

«لا تَقُوم السّاعَةُ حتّى تَكَلَّم السِّباعُ الإنْسان، و حتّى تَكَلَّمَ عَذَبَةُ سَوطِهِ وَ شِركُ نَعْلِهِ وَ تُخْبِرُهُ بِما أحْدَثَ أهْلَهُ مِنْ بَعْدِه».

«رستاخيز برپا نمى شود مگر اين كه درندگان با انسان سخن بگويند، و تازيانه و بند كفش او با وى تكلّم نمايد و به آنچه خانواده اش بعد از خروج او از منزل انجام داده اند وى را با خبر سازند».

 چند بشارت ديگر از كتاب اشعيا

بشارات فراوانى كه در باره منجى عالم در كتاب اشعياى نبى وارد شده به قسمت عمده اى از برنامه هاى آن مصلح جهانى اشاره دارد كه برخى از آنها را مى آوريم:

1 ـ تأمين عدالت اجتماعى و امنيّت عمومى

2 ـ تأمين رفاه همگانى و آباد ساختن جهان

1 ـ تأمين عدالت اجتماعى و امنيّت عمومى

در فرازى از بشارت هاى كتاب اشعيا آمده كه در زمان آن حضرت، عدالت اجتماعى برقرار خواهد گرديد و امنيّت عمومى به وجود خواهد آمد به گونه اى كه مردم در صلح و صفا و صميميّت زندگى كنند و بهايم با هم سازش نمايند و در كنار هم با آسودگى بياسايند:

«آنگاه انصاف در بيابان ساكن خواهد شد، و عدالت در بوستان مقيم خواهد گرديد. و عمل عدالت، سلامتى و نتيجه عدالت، آرامى و اطمينان خاطر خواهد بود تا ابد الآباد. و قوم من در مسكن سلامتى و در مساكن مطمئن و در منزلهاى آرامى ساكن خواهند شد».

ترديدى نيست كه اين بشارت به زمان مهدى موعود(عليه السلام) اشاره دارد; زيرا فقط آن حضرت است كه تمام جهان را پر از عدل و داد مى كند، و ريشه ظلم و فساد را از بيخ و بن بر مى كند، و صفا و صميميّت را به عالم انسانيّت بر مى گرداند.

و اينك براى اين كه روشن شود تمام فرازهاى بشارت مزبور از دولت با سعادت آن يگانه منجى عالم خبر مى دهد، به احاديث چندى كه در اين زمينه مى آوريم، توجّه فرماييد.

1 ـ در احاديث متواتر از طريق شيعه و سنّى از حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)روايت شده كه در مورد ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) فرموده است:

«فيَمْلاَُ الاْرْضَ قِسْطاً وَعَدْلا، كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً».

«زمين را پر از عدل و داد مى كند، همچنان كه پر از ظلم و ستم شده است».

2 ـ ابو سعيد خدرى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت كرده است كه فرمود:

«تَأوي إليه اُمَّتُهُ كما تأوي النَّحْلُ إلى يَعْسُوبِها يَمْلاَُ الأرْضَ عَدْلا كما مُلِئت جَوراً، حتّى يَكُونَ النّاسُ عَلى مِثْلِ أمرِهِمُ الأوَّل لا يُوقِظُ نائماً وَلا يُهْرِيقُ دَماً».

«اُمّت اسلامى به سوى او پناه مى برند، آنچنان كه زنبوران عسل به سوى ملكه خود پناه مى برند. عدالت را در سراسر گيتى مى گستراند همچنان كه پر از ستم شده، تاجايى كه صفا و صميميّت صدر اسلام را به آنها باز مى گرداند. خفته اى را بيهوده بيدار نمى كند (آسايش كسى را بر هم نمى زند) و خونى را (به ناحق) نمى ريزد».

3 ـ همچنين ابو سعيد خدرى از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) روايت كرده است كه در توصيف آن حضرت فرمود:

«ساكنان زمين و آسمان به او عشق مىورزند. آسمان بارانش را فرو مى فرستد، زمين گياهان خود را مى روياند، زنده ها آرزو مى كنند كه اى كاش نياكانشان زنده بودند و آن عدالت و آرامش را مشاهده مى كردند».

4 ـ و نيز ابو سعيد خدرى از آن حضرت روايت كرده است كه فرمود:

«يَخْرَجُ في آخِرِ اُمَّتي الْمَهْدِي، يَسْقِيهُ الله الْغَيثَ، و تُخْرِجُ الأرْضُ نَباتها، وَ يُعْطِي الْمالَ صَحَاحاً، وَ تَكْثُرُ الماشِيَة، وَ تَعْظُمُ الاُمَّةِ».

«در پايان روزگار اُمّت من، مهدى(عليه السلام) خروج مى كند. خداوند در زمان او زمين را با باران رحمتش سيراب مى نمايد و زمين گياهانش را مى روياند. او ثروت را به طور مساوى بين مردم تقسيم مى كند. در آن زمان چهارپايان در جهان فراوان شود و اُمّت بسيار بزرگ و شكوهمند گردد».

5 ـ حذيفه يمانى از آن حضرت روايت نموده كه در ضمن حديثى فرمود:

«فَيفَرَح به أهْلُ السَّماء وَ أهْلُ الأرْض وَ الطَّيْرُ وَ الوُحُوشُ وَ الْحِيْتانُ في الْبَحْرِ».

«ساكنان آسمان، مردم روى زمين، پرندگان هوا، درّندگان صحرا، و ماهيان دريا همه و همه از او خشنود مى شوند».

از اين روايات به خوبى استفاده مى شود كه در دولت عدالت پيشه حضرت مهدى(عليه السلام)همه مردم و موجودات از عدالت آن بزرگمرد الهى بهره مند خواهند شد، و همه انسانها، پرنده ها، چرنده ها و حيوانات اهلى و وحشى همگى در سايه دولت عدالت گستر آن حجّت خدا در آسايش و امنيّت زندگى خواهند نمود. و از اين رو، همه موجودات و مخلوقات خدا از وجود پر خير و بركت آن موعود آسمانى فرحناك و شادمان و از حكومت عادلانه آن حضرت راضى و خشنود مى باشند.

ج) بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب بوئيل نبى

در كتاب بوئيل نبى كه از پيامبران پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) و نزول حضرت عيسى(عليه السلام) و محاكمه اسرائيل در آن روز سرنوشت ساز، چنين آمده است:

«آن گاه جميع امّت ها را جمع كرده به وادى «يهوشافاظ»فرود خواهم آورد و در آن جا با ايشان درباره قوم خود و ميراث خويش، اسرائيل ]را[ محاكمه خواهم نمود، زيرا كه ايشان را در ميان امّت ها پراكنده ساخته و زمين مرا تقسيم نموده اند و بر قوم من قرعه انداخته و پسرى در عوض فاحشه داده و دخترى به شراب فروخته اند تا بنوشند».

و در جا ديگر از همين كتاب چنين آمده است:

«اى همه اُمّتها ! بشتابيد و بياييد و از هر طرف جمع شويد اى خداوند شجاعان ! خود را به آنجا فرود آور. اُمّتها بر انگيخته شوند. به «وادى يهوشافاظ» بر آيند; زيرا كه من در آنجا خواهم نشست تا بر همه اُمّتهايى كه به اطراف آن هستند داورى نمايم».

و در همين زمينه در كتاب «عاموس نبى» آمده است كه مى گويد:

«بنابر اين، اى اسرائيل ! به اين طور با تو عمل خواهم نمود، و چون كه به اين طور با تو عمل خواهم نمود پس اى اسرائيل ! خويشتن را مهيّا ساز تا با خداى خود ملاقات نمايى».

اين فرازها ـ همچنان كه ملاحظه مى شود ـ از نزول حضرت عيسى(عليه السلام) و داورى آن حضرت در «يوم الله ظهور» خبر مى دهند.

و در همين رابطه، در كتاب «هوشيع نبى» در مورد بازگشت حضرت عيسى (عليه السلام)خطاب به قوم يهود آمده است:

«و من براى افرايم مثل شير و براى خاندان يهودا مانند شير ژيان خواهم بود. من خودم خواهم دريد و رفته خواهم ربود و رهاننده نخواهد بود.

من روانه شده به مكان خود خواهم برگشت تا ايشان به عصيان خود اعتراف نموده روى مرا بطلبند، در تنگى خود صبح زود مرا خواهند طلبيد».

نگارنده گويد: از آنجايى كه در روايات اسلامى به صورت گسترده اى از نزول حضرت عيسى(عليه السلام) گفتگو شده است و برخى از آيات قرآنى نيز بر اين معنا دلالت دارد و همه طوايف اسلامى اعتقاد قاطع دارند كه حضرت عيسى(عليه السلام) به روى زمين باز مى گردد و پشت سر حضرت مهدى(عليه السلام) نماز مى گزارد و حضرتش را تأييد مى نمايد و در رديف يكى از معاونان آن حضرت قرار مى گيرد ما نيز به پيروى از قرآن و پيشوايان معصوم(عليهم السلام)، فرازهاى مزبور را از كتاب تورات نقل نموديم، و توضيح آنها نيز پس از نقل بشارات انجيل بر همگان روشن خواهد شد.

 د) بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب «زكرياى نبى»

در كتاب زكرياى نبى ـ كه يكى از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل و از انبياى پيرو تورات است، بشارت ظهور آن يگانه منجى عالم چنين آمده است:

«اينك روز خداوند مى آيد و غنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد. و جميع اُمّتها را به ضدّ اورشليم براى جنگ جمع خواهم كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بى عصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسيرى خواهند رفت، و بقيّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.

و خداوند بيرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پايهاى او بر كوه زيتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشليم است خواهد ايستاد . . . و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود . . . و يَهْوه (خدا) بر تمامى زمين پادشاه خواهد بود. و در آن روز يَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد».

در اينجا لازم است اين نكته را توضيح دهيم كه در كتب عهدين (يعنى تورات و انجيل) كلمه «خداوند» بيشتر در مورد حضرت عيسى(عليه السلام) به كار مى رود، كه در اينجا نيز چنين شده است. و جالب اين كه در اين فراز بشارت كه از تورات نقل كرديم، محل فرود آمدن حضرت عيسى و يوم الله بودن آن روز و جهانى شدن اسلام و سقوط رژيم اشغالگر قدس دقيقاً با روايات اسلامى مطابقت دارد.

البته بايد توجّه داشت كه طبق آيات كريمه قرآن مجيد، مضمون اين پيشگوييها يكبار در دوران گذشته در زمان بخت النصر انجام گرفته و يكبار ديگر طبق وعده هاى صريح قرآن كريم و نويدهاى ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه السلام) در «يوم الله ظهور»، انجام خواهد گرفت، و نخستين قبله مسلمانان براى هميشه از اشغال يهوديان رهايى خواهد يافت و در تمامى جهان خداى يكتا را پرستش خواهد نمود، و در تمامى نقاط زمين نداى دلنواز وحدت به گوش خواهد رسيد.

به هر حال، آنچه در اين فراز در مورد سرنوشت يهوديان مغرور آمده است دقيقاً با روايات اسلامى منطبق است; زيرا از احاديث چنين استفاده مى شود كه ملّت يهود به علّت طغيان و سركشى و فسادى كه در زمين ايجاد مى كنند سرانجام تار و مار خواهند شد به گونه اى كه حتّى يك نفر يهودى هم در فلسطين باقى نخواهد ماند.

اينك براى آن كه به سرنوشت شوم و ذلّت بارى كه طبق وعده الهى در انتظار قوم يهود و غدّه سرطانى اسرائيل غاصب است واقف شويم به برخى از رواياتى كه در زمينه طغيان و سركشى قوم يهود، و هلاكت و نابودى آنها در «بيت المقدس» وارد شده، اشاره مى كنيم:

هـ) بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب «حزقيال نبى»

در اين كتاب در مورد ظهور حضرت حجّت بن الحسن العسكرى(عليهما السلام) و سرنوشت رژيم اسرائيل و جهانى شدن آيين توحيد، و اجراى احكام و حدود الهى در آن عصر درخشان، چنين آمده است:

«. . . و امّا تو اى پسر انسان! خداوند يَهْوَه چنين مى فرمايد: كه به هر جنس مرغان و به همه حيوانات صحرا بگو: جمع شويد و بياييد و نزد قربانى من كه آن را براى شما ذبح مى نمايم فراهم آييد. قربانى عظيمى كه بر كوههاى اسرائيل، تا گوشت بخوريد و خون بنوشيد.

و خداوند يَهْوَه مى گويد: كه بر سفره من از اسبان و سواران و جبّاران و همه مردان جنگى سير خواهيد شد. و من جلال خود را در ميان اُمّتها قرار خواهم داد و جميع اُمّتها داورى مرا كه آن را اجرا خواهم داشت و دست مرا كه برايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود. و خاندان اسرائيل از آن روز و بعد، خواهند دانست كه يَهْوَه خداى ايشان، من هستم. و اُمّتها خواهند دانست كه خاندان اسرائيل به سبب گناه خودشان جلاى وطن گرديدند; زيرا كه به من خيانت ورزيدند».

بايد توجّه داشت كه منظور از «پسر انسان» مانند كلمه «مسيح»، حضرت عيسى(عليه السلام)نيست; بلكه مراد از آن، حضرت مهدى(عليه السلام)است، زيرا در انجيل بيش از 80 بار كلمه «پسر انسان» آمده است كه تنها در 30 مورد آن حضرت مسيح (عليه السلام)اراده شده است.

و) بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب حجّى نبى

در اين كتاب نيز كه يكى از كتابهاى انبياى پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت «بقية الله»(عليه السلام) بدين گونه آمده است:

«يَهْوَه صبايوت چنين مى گويد: يك دفعه ديگر ـ و آن نيز بعد از اندك زمانى ـ آسمانها و زمين و دريا و خشكى را متزلزل خواهم ساخت، و تمامى اُمّتها را متزلزل خواهم ساخت، و فضيلت جميع اُمّتها خواهد آمد . . . اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت . . . جلال آخر اين خانه از جلال نخستينش عظيمتر خواهد بود، و در اين مكان سلامتى را خواهم بخشيد».

اين بشارت پس از آن كه به برخى از نشانه هاى ظهور كه در آسمان و زمين و دريا به وجود خواهد آمد، اشاره مى كند، مانند ساير كتابهاى انبياى گذشته، به تشكيل حكومت واحد جهانى اشاره نموده و آن را جزء آخرين دولتها به حساب آورده كه توسّط يگانه منجى عالم ايجاد مى شود، و قسط و عدالت و سعادت عمومى به دست با كفايت آن حضرت بر پا مى شود، و اوست كه مطلوب همه طوايف و ملل است; يرا تعبير «فضيلت جميع اُمّتها» كه در فرازى از اين بشارت آمده است، اشاره به بازگشت حضرت مسيح(عليه السلام)و نزول او به بيت المقدس، و همچنين اشاره به ظهور حضرت بقيّة الله(عليه السلام) است كه در آنجا نماز خواهد گزارد، و حضرت عيسى(عليه السلام)به وى اقتدا خواهد نمود. علاوه بر آن، در ترجمه هاى عربى و تركى اين فراز، «آرزوى جميع اُمّتها بر آورده خواهد شد» آمده است كه اين معنا كاملا با روايات اسلامى مطابق است، زيرا در ضمن يك روايت مفصل كه از اميرمؤمنان على(عليه السلام) در مورد ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)وارد شده، چنين آمده است كه به فرزندش حضرت امام حسين(عليه السلام)فرمود:

«ثُمَّ يَظْهَرُ أمير الأمَرَة و قاتِلُ الْكَفَرَةَ، اَلسُّلْطانُ المأمول الَّذى تَحَيَّرَ في غَيبَتِهِ الْعُقُول، وَ هُوَ الْتّاسِعَ من وُلْدِكَ».

«سپس، امير اميران، كشنده كافران و «پادشاهى كه مورد آرزوى جميع اُمّتهاست» در غيبتش همگان دچار حيرت مى شوند، ظهور مى كند و او نهمين فرزند تو است اى حسين!».

و در حديث ديگرى از امام حسن عسكرى(عليه السلام) وارد شده كه به هنگام تولّد آن آخرين حجّت خدا فرمود:

«. . . ستمگران گمان كردند كه مرا به قتل مى رسانند تا اين دودمان را ريشه كن سازند، ولى آنها قدرت خدا را ديدند، و او را «مُؤمَّل»; ـ يعنى: اميد آينده و كسى كه مورد آرزوى مردم است ـ ناميد».

و در فرازى از دعاى معروف «افتتاح» ـ كه مستحب است در هر شب از شبهاى ماه مبارك رمضان خوانده شود، و بنا به درخواست برخى از شيعيان به دستور خود حضرت صاحب الامر(عليه السلام) به شيعيانش نوشته شده ـ چنين آمده است:

«الّلهُمَّ وَ صَلِّ عَلى وَلِيّ أمرك، القائِمِ الْمُؤمَّل، وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ».

«خداوندا! همچنين درود و رحمت فرست بر ولىّ امر خودت، آن قيام كننده اى كه «مورد اميد و آرزوى همگان است» و عدالت پيشه اى كه همه مردمان در انتظارش بسر مى برند».

بنابر اين، جاى هيچ گونه ترديد نيست كه منظور از: «فضيلت جميع اُمّتها» همان مهدى موعود(عليه السلام) است كه همه اُمّتها و ملّتها و طوايف بشرى در انتظار ظهور مباركش لحظه شمارى مى كنند، و او را مصلح غيبى و جهانى مى نامند. و به طور خلاصه:

«بر حسب نصوص متواتره اسلامى و كتب مقدّسه انبيا حامل لواى انقلاب جهانى و پرچمدار نهضت بى سابقه اى كه تمامى ملل جهان را به هيجان مى آورد، و مرغوب و مورد انتظار جهانيان مى باشد حضرت محمّد بن الحسن العسكرى(عليهما السلام)«قائم» و مهدى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) است كه خانه خدا را پر از جلال كند، و آيين خدا را در سراسر جهان منتشر سازد، جز آن كه اهل هر ديانت و ملّتى، مرغوب طوايف و منجى بشريّت را به عنوان پيشواى خود معرّفى نموده، و پيغمبر خود را حامل اين لوا مى پندارند، بلكه كسانى هم كه پيرو هيچ يك از شرايع آسمانى نمى باشند، در ظلمات بيدادگرى و بى امنى كه روزنه اميد از هر سو بسته به انتظار يك مصلح عمومى و جهانى بسر مى برند».

و امّا منظور از «خانه خدا» كه در اين بشارت آمده است:

«محتمل است مقصود از خانه خدا كه در بشارت فوق مذكور است مكه معظّمه، يعنى مطلع شمس فروزان حضرت مهدى(عليه السلام) باشد كه نداى اسلام را از آنجا آغاز كند، و نيز محتمل است مراد بيت المقدّس باشد كه در عصر آن حضرت، از بزرگترين مراكز روحانى اسلام گردد، چنان كه در خبر است كه: «وينزل بيت المقدّس»; حضرت مهدى(عليه السلام) به بيت المقدّس وارد خواهد شد».

 ز) بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب «صفيناى نبى»

در اين كتاب كه يكى از كتب انبياى پيرو تورات است، بشارت ظهور حضرت ولى عصر(عليه السلام) چنين آمده است:

«. . . خداوند در اندرونش عادل است و بى انصافى نمى نمايد. هر بامداد حكم خود را روشن مى سازد و كوتاهى نمى كند، امّا مرد ظالم حيا را نمى داند. اُمّتها را منقطع ساخته ام كه برجهاى ايشان خراب شده است و كوچه هاى ايشان را چنان ويران كرده ام كه عبور كننده نباشد. شهرهاى ايشان چنان منهدم گرديده است كه نه انسانى و نه ساكنى باقى مانده است. و گفتم: كاشكه از من مى ترسيدى و تأديب را مى پذيرفتى . . .

بنابر اين، خداوند مى گويد: براى من منتظر باشيد تا روزى كه به جهت غارت برخيزم; زيرا كه قصد من اين است كه اُمّتها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود و تمامى حدّت خشم خويش را بر ايشان بريزم، زيرا كه تمامى جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد; زيرا كه در آن زمان، زبان پاك به اُمّتها باز خواهم داد تا جميع ايشان اسم يهوه ـ خدا ـ را بخوانند و به يك دل او را عبادت نمايند».

 ح) بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب «دانيال نبى»

در كتاب دانيال نبى نيز بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) مطابق بشارات انبياى گذشته، چنين آمده است:

«. . . امير عظيمى كه براى پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگى خواهد شد كه از حينى كه اُمّتى به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر يك از قوم تو، كه در دفتر مكتوب يافت شود رستگار خواهد شد. و بسيارى از آنانى كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد، امّا اينان به جهت حيات جاودانى و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانى. و حكيمان مثل روشنايى افلاك خواهند درخشيد، و آنانى كه بسيارى را به راه عدالت رهبرى مى نمايند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.

امّا تو اى دانيال ! كلام رامخفى دار و كتاب راتا زمان آخر مهر كن. بسيارى به سرعت تردّد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گرديد ... خوشا به حال آن كه انتظار كشد».

در اين بشارت نكات چندى وجود دارد كه برخى از آنها را به طور اختصار توضيح مى دهيم:

1 ـ شخص مورد بشارت كه در نخستين فراز بشارت مزبور به عنوان «ايستاده» از او تعبير شده است، قائم آل محمّد(عليهم السلام) است كه بزرگترين نماينده انبياى الهى است، و دعوت تمام پيامبران خدا را يكجا در حكومت حقّه خود آشكار ساخته، آيين الهى را بر سرتاسر كره خاكى حكم فرما مى نمايد.

2 ـ منظور از «زمان تنگى»، زمان بيدادگريها، سختيها، فشارها، ظلم و ستم هايى است كه قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پيدا مى شود، چنان كه در روايات اسلامى آمده است: «يَمْلاَُ الأرضَ قِسطاً و عَدلا كَما مُلِئت جوراً و ظلماً».

3 ـ منظور از: «آنانى كه در خاك زمين خوابيده اند»، گروهى از اموات مى باشند كه در دولت با سعادت حضرت مهدى(عليه السلام) زنده مى شوند، و برخى از آنان از ياران آن حضرت مى گردند و در ركاب حضرتش مى جنگند و برخى ديگر به سزاى اعمال ناشايست خود مى رسند.

در اين زمينه، روايات بسيارى از ائمّه معصومين(عليهم السلام) رسيده است كه ما به جهت اختصار از ذكر آنها خوددارى مى نماييم، و طالبين مى توانند به كتابهاى مربوطه كه در مورد «رجعت» نگاشته شده، مراجعه فرمايند.

ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)  از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان   سيد اسد اللّه هاشمى شهيدى    انتشارات مسجد مقدّس جمكران

 
 
   

www.mahdinet.ir  E-Mail : info@mahdinet.ir   تمامي حقوق اين پايگاه متعلق به  مركز پژوهشي حضرت بقية الله است.

Copyright © 2007-2011 mahdinet designer: rasoolzohdi   E Mail:rasoolzohdi@Gmail.com