www.mahdinet.ir   ارتباط با ما بازگشت به صفحه اصلی فارسی  
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في كل الساعة وليا و حافظا و قاعداو ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا   www.mahdinet.ir  
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links

Google

       
   
   

پيش بيني قرآن درباره  حضرت مهدي و ظهور

 

ترديدى نيست كه از نظر جامعه اسلامى، كليه مفاهيم و معتقدات اصيل اسلامى ريشه در كلام الهى دارد و عقيده به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) نيز كه يكى از معتقدات اصيل اسلامى است، صورت كلّى و مايه اساسى آن در كتاب خدا «قرآن كريم» تجلّى يافته و اين كتاب بزرگ آسمانى در اين زمينه نيز مانند زمينه هاى ديگر يك، بحث كلّى و اُصولى مطرح نموده و فرا رسيدن آن روز فرخنده و مبارك را به تمام پيروان اسلام بشارت داده است.

در اين زمينه، آيات متعددى در قرآن كريم وارد شده است كه پيشوايان دينى آنها را به وجود مقدّس مهدى(عليه السلام) و ظهور مبارك آن حضرت تفسير و تأويل كرده اند. ما براى مزيد اطّلاع و اثبات مدّعاى خود آنها را در اينجا مى آوريم.

اينك آياتى كه به وجود مقدس مهدى(عليه السلام) تفسير و يا تأويل شده است:

 

1 ـ سوره بقره

آيه اوّل:

(هُدىً لِلْمُتَّقينَ * اَلَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ)( [1] )

«(قرآن) هدايت است براى پرهيزكاران، آنان كه به غيب ايمان مى آورند».

جابر بن عبدالله انصارى ضمن نقل حديث مفصلى گويد:

جندل بن جنادة بن جبير يهودى نزد رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) آمد ]و پس از دريافت پاسخ سؤالى كه مطرح نمود، اسلام آورد[ آنگاه در باره اوصياى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)از آن حضرت پرسش نمود. پيامبر خدا در جواب او نام يكايك آنان را بر شمرد تا اين كه فرمود:

«. . . پس از او ]يعنى بعد از امام حسن عسكرى(عليه السلام) [فرزندش محمّد است كه مهدى، قائم و حجّت خوانده مى شود. او از ديده ها پنهان مى شود و سپس ظاهر مى گردد، و هنگامى كه ظهور كند زمين را پر از عدل و داد خواهد نمود همان گونه كه پر از ظلم و ستم شده است».

سپس فرمود:

«خوشا به حال آنان كه در زمان غيبت او صبر مى كنند و خوشا به حال كسانى كه در محبّت آنها ثابت قدم مى مانند; آنها همان اهل تقوا هستند كه خداوند در كتاب خود توصيفشان نموده و فرموده است:

(هُدىً لِلْمُتَّقينَ * الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ)( [2] )( [3] )

امام صادق(عليه السلام) نيز در تفسير اين آيه فرموده است:

« متّقين، شيعيان علىّ بن ابى طالب(عليه السلام) هستند، و غيب، حجت غايب است».( [4] )

در حديث ديگرى در همي رابطه آمده است كه فرمود:

« «اَلَّذين يُؤمِنونَ بِالْغَيْب»، در حق كسانى است كه به قيام حضرت قائم(عليه السلام)ايمان بياورند و آن را حق بدانند».( [5] )

آنچه از اين أحاديث استفاده مى شود اين است كه:

«مقصود از متقين، همان مؤمنان به حضرت مهدى(عليه السلام)مى باشند و غيب خود آن حضرت است. چرا كه غيب چيزى است كه از حواس پنجگانه پنهان باشد و همان گونه كه خداوند و جهان آخرت غيب محسوب مى شود ـ بدين دليل كه با حواس پنجگانه درك نمى شود ـ حضرت مهدى(عليه السلام) نيز غيب است. چرا كه آن حضرت در زمان غيبت با رؤيتى عمومى كه به واسطه آن شناخته شود، ديده نمى شود. ]يعنى يا كسى ايشان را نمى بيند و يا اگر هم ]او را به بيند [نمى شناسد، و فقط عدّه اى محدود به زيارت ايشان مشرّف مى شوند[».( [6] )

آيه دوّم:

(وَإذ ابتلى إبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِمات فَأَتَمَّهُنُّ).( [7] )

«هنگامى كه حضرت ابراهيم را پروردگارش به وسيله كلماتى آزمود، پس آنها را به انجام رسانيد».

مفضّل بن عمر در تفسير اين آيه مباركه گويد:

درباره اين آيه مباركه «وَ إِذِ ابتلى إبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِمات . . .»، از امام صادق(عليه السلام)پرسش نمودم، حضرت فرمود:

«اين همان كلماتى است كه حضرت آدم(عليه السلام) از پروردگار خود دريافت نمود. پس توسّط آن كلمات به پيشگاه پروردگار توبه نمود و خداوند توبه اش را پذيرفت.

و جريان توبه چنين بود كه حضرت آدم (عليه السلام) عرض كرد:

«يا رَبِّ أَسْألُكَ بحقِّ محمّد و عليٍّ و فاطِمَةَ وَ اْلَحَسَنِ وَ الْحُسَيْن إلاّ تُبْتَ عَلَيَّ»

]اى خداى من ! از تو مى خواهم كه به واسطه محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين(عليهم السلام) توبه مرا بپذيرى! پس خداوند توبه او را پذيرفت كه او بسيار توبه پذير و مهربان است[».

گفتم:اى فرزند رسول خدا! مقصود از «فَأتَمَهُّنَّ» در اين آيه چيست؟

فرمود:

«مقصود اين است كه: خداوند آنها را تا قائم مهدى(عليه السلام) به اتمام رسانيد و دوازده امام(عليهم السلام) را كه 9 تن آنان از فرزندان حسين(عليه السلام) مى باشند، براى او بيان فرمود».( [8] )

در توضيح اين حديث شريف بايد به اين نكته توجّه داشت كه:

«. . . ابتلاء به معنى امتحان و اختيار است و معناى حديث اين است كه خداوند متعال، پيامبر خليل خود حضرت ابراهيم(عليه السلام) را آزمايش نمود و او را با اسامى مبارك رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمّه اثنى عشر(عليهم السلام) امتحان فرمود. و امّا اين كه حقيقت آزمون چه بوده است؟ آيه كريمه در مورد آن سخنى نگفته; وليكن احاديث شريفه آن را روشن نموده اند، و در آنها چنين آمده است كه، آن امتحان، خضوع در برابر افضليّت و برترى آنان، يعنى برترى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و أهل بيت او(عليهم السلام) و اعتقاد به متابعت (حضرت ابراهيم(عليه السلام)) از ايشان بوده است».( [9] )

آيه سوم:

(وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَىْء مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوْعِ وَ نَقْص مِنَ الأَمْوالِ والأَنْفُسِ وَالَّثمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرينَ).( [10] )

«ما شما را به چيزى از قبيل ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مى آزماييم، و مژده بده به آنها كه شكيبا و ثابت قدم هستند».

محمّد بن مسلم گويد: امام صادق(عليه السلام) در تفسير اين آيه فرمود:

«پيش از آمدن قائم(عليه السلام) علامتهايى براى امتحان مؤمنين خواهد بود».

عرض كردم: آن علامتها چيست؟ فرمود:

«بيمارى هاى گوناگون كه سبب ترس و دلهره است و بالا رفتن نرخها كه سبب گرسنگى است و كاهش در اموال و جانها كه قحطى و مرگ و مير فراوان است و نقص در محصولات كه به نيامدن بالان است. پس در آن موقع به آن ها كه در عقيده به ما ثابت مى مانند مژده بده».

آن گاه فرمود:

«اى محمّد! اين تأويل آيه است، و هيچ كس جز آن ها كه راسخ در علم اند، تأويل آن را نمى داند، و مائيم راسخان در علم».( [11] )

2 ـ سوره آل عمران

(أَفَغَير دينِ الله يَبغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إلَيه يُرجَعُونَ).( [12] )

«آيا جز دين خدا را مى جويند؟ با آن كه آنچه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه تسليم او هستند، و به سوى او بازگردانيده مى شوند».

در تفسير اين آيه شريفه و جهانى شدن آيين توحيد و حاكميت آخرين دين خدا بر سرتاسر جهان، روايات چندى از حضرات معصومين(عليهم السلام) رسيده است كه به قسمتى از آنها در اينجا تبرّك مى جوئيم:

1 ـ امام باقر(عليه السلام) در مورد ظهور حضرت قائم(عليه السلام) مى فرمايد:

«هنگامى كه حضرت قائم(عليه السلام) قيام كند، هيچ آبادى و سرزمينى در روى كره زمين باقى نمى ماند مگر اين كه نداى «لا إله إلاّ الله و محمّداً رسول الله» در آنجا بلند شود. و اين همان گفتار خداى تعالى است كه (وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ في السّماوَاتِ وَ الأَرْضَ . . .)( [13] ) و حضرت صاحب الأمر(عليه السلام)«جزيه» را نمى پذيرد چنان كه رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم)مى پذيرفت و اين، همان قول خداى تعالى است كه، با كافران بجنگيد تا هيچ فتنه اى باقى نماند و دين تماماً از آن خدا باشد ».( [14] )

2 ـ در تفسير همين آيه شريفه از حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) نقل شده كه فرمود:

«هنگامى كه حضرت قائم مهدى(عليه السلام) قيام كند هيچ نقطه اى در روى زمين باقى نمى ماند جز اين كه بانگ «لا اله الا الله و محمّداً رسول الله» در آنجا بلند شود».( [15] )

3 ـ در مورد همين آيه مباركه در حديثى از امام كاظم(عليه السلام) در باره حضرت قائم(عليه السلام)چنين مى خوانيم:

ابن بكَيْر، گويد: از امام كاظم(عليه السلام) در مورد اين آيه شريفه پرسيدم، حضرت فرمود:

«انزلَتْ فِي القائم(عليه السلام) اِذا خَرَجَ بِالْيَهُوْدِ وَ النَّصارى وَ الْصّابئين وَ اْلزَّنادِقَة و أَهْل الرَدَّة وَ الكُفّار، فِى شَرْقِ الأرْضِ وَ غَرْبِها فَعَرَضَ عَلَيْهِم الإسلام، فَمَنْ أسْلَمَ طَوْعاً أمَرَهُ بِالصَّلاةِ و الزَّكاةِ وَ ما يُؤمَرُ بِهِ الْمُسْلِم وَ يَجِبُ لله عَلَيْه، وَ مَنْ لَمْ يسلم ضَرَبَ عُنُقَهُ حتّى لا يَبْقى فِى المَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ أحَدُ إِلاّ وَحَّدَ الله».( [16] )

«اين آيه، در باره حضرت قائم(عليه السلام) نازل شده است. هنگامى كه ظاهر شود، آيين مقدّس اسلام را در شرق و غرب جهان، به يهود و نصارى و صائبان و ملحدان و مرتدان و كافران عرضه مى دارد، هر كس آن را از روى ميل و رغبت بپذيرد، به نماز و زكات و ديگر فرائض اسلامى امر مى فرمايد و هر كس امتناع ورزد، گردنش را مى زند تا در همه شرق و غرب جهان جز موحّد و يكتا پرست باقى نماند».

  پاورقي

[1] ـ سوره بقره، آيه 2 و 3.

[2] ـ سوره بقره، آيه 2 و 3

[3] ـ ينابيع المودّة، ج 3 ص 284، باب 76.

[4] ـ بحار الانوار، ج 51، ص 52، ح 29.

[5] ـ همان، ح 28.

[6] ـ موعود قرآن، ص 10.

[7] ـ سوره بقره، آيه 124.

[8] ـ تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 120، ح 338; الزام النّاصب، ج 1 ص 179; معانى الأخبار، ص 126 ; ينابيع المودّة، ج 1، ص 290، باب 24.

[9] ـ موعود قرآن، ص 12

[10] ـ سوره بقره، آيه 155.

[11] ـ ينابيع المودّة، ج 3، ص 235، ح 2، باب 71.

[12] ـ سوره آل عمران، آيه 83.

[13] ـ سوره انفال، آيه 39.

[14] ـ المحجّه، ص 50 و تفسير عياشى، ج 2، ص 65.

[15] ـ ينابيع المودّة، ج 3، ص 236 ، باب 71 ـ تفسير عياشى، ج 1، ص 207، ح 81، تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 362 ، ح 229.

[16] ـ تفسير عياشى، ج 1، ص 207، ح 82 ; المحجه، ص 50، اثبات الهداة، ج 3، ص 549، ح 552 ; تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 362، ح 230.

       ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان    سيد اسد اللّه هاشمى شهيدى   انتشارات مسجد مقدّس جمكران

 
 
   

www.mahdinet.ir  E-Mail : info@mahdinet.ir   تمامي حقوق اين پايگاه متعلق به  مركز پژوهشي حضرت بقية الله است.

Copyright © 2007-2011 mahdinet designer: rasoolzohdi   E Mail:rasoolzohdi@Gmail.com