www.mahdinet.ir   ارتباط با ما بازگشت به صفحه اصلی فارسی  
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في كل الساعة وليا و حافظا و قاعداو ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا   www.mahdinet.ir  
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links

Google

       
   
   

رشد عقلي و تكامل علم 

 

انسان ، در بعد عقلي و رشد فرهنگى ، سيرى طولانى داشته است . از آغاز دوره هايى را كه تاريخ نشان مى دهد، به كارهاى فرهنگى و علمى گرچه در سطحى پايين پرداخته است و تجربه هايى اندوخته و به دانشها و حقايقى دست يافته است . در ميان دست آوردهاى علمى كه نصيب انسان شده است ، تعاليم انبيا و آموزگاران اصول وحى ، مقامى بلند و ارزشمند دارد. يكى از اهداف اصلى و اصول رسالت پيامبران نشر دانايى و گسترش آگاهى در ميان جامعه انسانى است ، دانايى و آگاهى در همه زمينه ها، از خودشناسى تا خداشناسى ، و از ذره شناسى تا جهان شناسى . امام على عليه السلام در ترسيم اين بخش از اصول رسالتهاى الهى چنين مى فرمايد:

((... فبعث فيهم رسله ، و واتر اليهم انبياءه ليستاءدوهم ميثاق فطرته ، و يذركروهم منسى نعمته ،... و يثيرو الهم دفائن العقول و يروهم الايات المقدره : من سقف فوقهم مرفوع ، و مهاد تحتهم موضوع ، و معايش تحييهم ، و اجال تفنيهم ، و او صاب تهرمهم و احداث تتابع عليهم ...  ))

- خداوند فرستادگان خود را در ميان مردمان برانگيخت ، و پيامبران خويش ‍ را پياپى روانه كرد، تا از آنان رعايت ميثاق فطرى (الهى ) را باز طلبد، و نعمتهاى فراموش شده خدايى را به ياد آنان آورند... و نيروهاى پنهان خود آدمى را آشكار سازند، و آيات بهنجار آفرينش را به مردمان بنمايانند، يعنى سقف افراشته آسمان ، و مهد گستره زمين ، و نعمتها و وسايل زندگى كه حيات مردمان را تاءمين مى كند، و مرگى كه (دوران زندگى ) آنان را به پايان مى برد و بيماريهايى كه آنان را مى فرسايد، و حوادثى كه پياپى در زندگيشان روى مى دهد....

شناخت مسائل اصلى جهان و انسان ، از اهداف اصلى انسان كه در اين خطبه مطرح گرديده است چون : خودشناسى ، آسمان شناسى و شناخت ستارگان و كهكشانها، شناخت زمين در ابعاد گسترده و ژرف آن ، شناخت شيوه هاى معيشت و اداره زندگى و راهيابى به علم معاش با ابعاد عميق آن ، شناخت مرگ ، شناخت بيماريهايى كه انسان را از پا در مى آورد، و شناخت تاريخ و حوادث و پيشآمدهاى اجتماعات بشرى .

نقش اصلى دعوت پيامبران گسترش دانايى و آموزش و تجربه و تعليم است . و ايمان خود از شاخه هاى دانايى و شناخت به شمار مى رود. پيامبران به انسانها راه و رسم زندگى ، هدف و نتيجه آن را مى آموختند، ارزش انسان و والايى مقام و پايگاه بلند او در كائنات و مقدار توان و قدرت او را در رسيدن به تكامل ، به او تعليم مى دادند. در پرتو چنين آموزشهاى نيروى تفكر و تعقل را در او بيدار مى ساختند و به انديشه درباره مبداء و معاد و كشف رموز و اسرار آيات الهى وا مى داشتند. از اين رهگذرها و با اين هدايتها و راهنماييها، انسان در علوم تجربى و مسائل عقلى و جهان بينى و جهان شناسى ، در پهنه بيكرانه دانايى و شناخت گام نهاد، و به حقايقى دست يافت و اصول و معيارهايى را كشف كرد، و راه و روشهايى را درك نمود، و ضوابطى به دست آورد. و بدينگونه پيش آمد تابه قرن حاضر رسيد. در اين دوره دانش تجربى ره آوردهايى تازه به ارمغان آورد، كه از اهميت بسزايى بر خوردار است ، و آدمى را در بسيار از دشواريهاى زندگى توان مى بخشد، و راه بسيارى از مشكلات را هموار مى سازد. انسان در اين راستا و با اين تجربه ها همواره مى كوشد، تا به بار فرهنگى سنگين ترى دست يابد، و به شناختهاى تازه ترى برسد، و اسرار و رموز بيشترى را آشكار كند، و ابهامهاى فراوان ترى بر طرف سازد.

كوشش انسان در مسير تكامل شناخت ، بيشتر به بعد مادى جهان و زندگى انسان معطوف بوده است . چون انسان با ماده سر و كار دارد و تلاش او براى اين است كه خواص و آثار بيشترى از ماده را بشناسد. مسائل ماوراى ماده و بعد معنوى حيات ، به خاطر پيچيدگى و دشواريى كه دارد بدان پايه مورد توجه و بررسى قرار نگرفته است . حيات روحى و معنوى ، در گستردگى و اسرار آميزى قابل مقايسه با حيات مادى و فيزيكى انسان نيست . انسان در قلمرو حيات معنوى ابزار لازم براى شناخت را نيز - به طور كامل - در اختيار ندارند. از اينرو، مى توان گفت كه رشد و پيشرفت علمى و فرهنگى انسان بطور عمده در بخش مسائل مادى حيات بوده است ، و در مسائل ماوراى طبيعى رشد و پيشرفت چندانى نداشته است . در بخش شناسايى بعد فيزيكى جهان نيز، شناختهاى سطحى و صورى و نوعا كشف آثار است . و در حوزه بررسيهاى انسانى ، مجهولات فراوانى وجود دارد كه در مقايسه با شناختها و داناييهاى او بسيار عميق و گسترده است . در حقيقت شناخت از جهان اسرارآميز بسيار محدود و اندك است ، و متخصصان رشته هاى گوناگون علوم بشرى به دست مايه هاى اندك و ناچيز علوم اعتراف دارند.

از سوى ديگر چون هدف از خلقت انسان رشد و تكامل معرفت و شناخت اوست ، بايد روزى اين هدف تحقق يابد و روزگار دانشهاى راستين و پيروزى خرد بر مجهولات فرا رسد. از اين رو در دوران ظهور كه روزگار تحقق همه آرمانهاى انسانى و الهى است ، شناخت انسان به تكامل نهايى مى رسد، و در ابعاد گوناگون دانايى از جهان شناسى ، انسان شناسى و خداشناسى ، عروج لازم را مى يابد، و آموزگار بزرگ اسرار و رموز، درس ‍ آموزان مدرس بشريت را به سرچشمه جوشان علوم حقيقى مى رساند، و كار آموزش او بر پندار و فرض و شك بنا نشده است ، بلكه بر اصل يقين و دريافتهاى راستين از حقايق و كشف حقيقت پديدها و اشيا استوار است . در دوران امام بزرگ دانايى ، همه مسائل بشرى ، به هدف اصلى و مرز نهايى مى رسد، و بشريت - در تلاش اعصار و قرون خويش - به محضر استاد و معلمى راه مى يابد كه نكته اى از ديده ژرف نگر و حقيقت بين او پوشيده نيست ، و هدف او پرده بردارى از حقايق و مجهولات است و تا سرحد امكان و توان انسانها آنان را به اوج تكامل علمى مى رساند.

اين موضوع از مهمترين برنامه ها و اقدامهاى امام مهدى عليه السلام است . او از حقايق گسترده و جهانى براى بشريت پرده بر مى دارد، و مردمان را به دانشهاى يقينى و درست هدايت مى كند و شناختهاى ناب و خالص به ارمغان مى آورد، و از اين رهگذر دو محور اساسى تحقق مى پذيرد:

1- با گسترش شناخت و كشف اسرار كائنات ، پايه هاى خداشناسى استوار مى گردد.

2- گسترش شناخت و دانايى ، تشكيل جامعه انسانى و بسامان و مرفه را ممكن مى سازد، زيرا در پرتو شناخت درست مسائل حيات و بخشهاى گوناگون آن ، مسائل تربيت ، رشد، تكامل معنوى و مادى ، آغاز و انجام كار انسان ، سرنوشت اكنون و آينده او، شيوه ها و روشهاى اداره زندگى ، تاءمين و تنظيم خانواده ، بهره ورى از مواهب و امكانات طبيعى و انسانى و بسيارى از مسائل ديگر، بخشهاى زندگى در همه ابعاد به شايستگى اداره مى شود و سامانى در خور مى يابد. در پرتو علم و آگاهى از مسائل مادى و فيزيكى جهان ، زيست اين دنيايى انسان بهبود مى يابد، و با شناخت مسائل معنوى و صلاح و سعادت روح انسانى ، راه تكامل معنوى گشوده مى شود، و جامعه آرمانى در بعد مادى و معنوى پديدار مى گردد.

اين شناختها همه در روزگار رستاخيز امام مهدى عليه السلام تحقق مى پذيرد، و نقطه هاى ابهام و ترديد و سرگردانى محو مى شود، و انسان ، دوران تكرار اشتباهها و تجربه هاى پياپى را پشت سر مى گذارد، و در رستاخيز ظهور هر روز به شناختهاى اصيل و تازه اى دست مى يابد، و حقايقى تازه براى كشف او كشف مى شود، و به راهها و روشهاى متعالى تر و بالاترى دست مى يابد و شيوه هاى بهترى را در پيش مى گيرد. و بدينسان هر روز او و هرگام او در همه مسائل حيات و ابعاد زندگى ، گامى به پيش است ، و واپس گرايى و تكرار در آن راه ندارد. و بدينگونه ها اهريمن جهل و نادانى به سر پنجه تواناى خداوند دانايى و بينايى از سرزمين زندگى انسان بيرون رانده مى شود، واى آن را آگاهى ، دانايى ، روشنى و نور فرا مى گيرد

 

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم :

((... تاسعهم قائمهم الذى يملاءاللّه - عزوجل - به الاءرض نورا بعد ظلمتها وعدلا بعد جورها، و علما بعد جهلها...))

-... نهمين (امام از فرزندان امام حسين عليه السلام ) قائم است كه خداوند به دست او سرزمين تاريك (زندگى ) را نورانى و روشن مى كند، و از عدل مى آكند، پس از (دوران ) ظلم ، و علم و دانايى را فراگير مى سازد پس از (دوران ) جهل و نادانى ...

سخن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم از هرگونه مبالغه و گزافه بدور است ، پس چنانكه سراسر آباديهاى زمين و جامعه هاى انسانى از عدالت و دادگرى آكنده مى گردد، و كشورى و شهرى و دهكده اى دور از عدالت باقى نمى ماند، بدينسان همه جامعه ها و انسانها از تاريكى نادانى به روشنايى و نور دانايى رهنمون مى گردند.

امام صادق عليه السلام :

((العلم سبعة و عشرون حرفا فجميع ما جاءت به الرسل حرفان فلم يعرف الناس حتى اليوم غيرالحرفين ، فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة والعشرين حرفا فبثها فى الناس ، وضم اليها الحرفين ، حتى يبثها سبعة و عشرين حرفا.  ))

- علم و دانايى از 27 حرف تشكيل مى شود، تمام آنچه پيامبران (تاكنون ) آورده اند 2 حرف است و مردمان بيش از اين 2 حرف تاكنون نشناخته اند. آنگاه كه قائم ما قيام كند 25 حرف ديگر را آشكار سازد، و ميان مردمان بپراكند، و آن 2 حرف را (نيز) بدانها ضميمه سازد، تا 27 حرف را گسترش ‍ داده باشد.

اين سخن امام صادق عليه السلام كه به صورت رمز و سمبليك تعبير شده است  - مقدار دانايى بشر در دوران قبل از ظهور و پس از ظهور مقايسه شده است ، و دانشها و شناختهاى بشرى پيش از دوران تكامل علم و عقل - به نسبت به دوران ظهور - بسيار ناچيز محسوب گشته است ، چون در رستاخيز ظهور است كه بشر به مرزنهايى و آرمانى تكامل شناخت و خردورى دست مى يابد.

امام باقر عليه السلام :

((اذا قام قائمنا وضع يده على رؤ وس العباد، فجمع به عقولهم واكمل به احلامهم .  ))

- قائم ما، به هنگام رستاخيز خويش ، (به تاءييد الهى ) نيروهاى عقلانى توده ها را تمركز دهد. و خردها و دريافتهاى خلق را به كمال رساند (و در همگان فرزانگى پديد آورد).

تكامل شناخت مبانى دين و آموزش احكام و معارف دينى نيز از جمله دانشهايى است كه به صورت الزامى در آن دوره انجام مى گيرد، و همه جامعه بشرى دين شناس و عالم به مسائل و برنامه هاى خدايى مى گردند. امام جوانانى را كه به سن بيست سالگى برسند و فقه دين را نياموخته باشند قصاص مى كند.

زنان نيز در آن دوران سعادت بار، در شناخت مبانى دين به پايگاه بلندى مى رسند، و عالمان فقيهان و دين شناسان در طبقه زنان پديد مى آيند، بدان پايه كه مى توانند در خانه هاى خود با قانون قرآن و آيين اسلام به قضاوت بنشينند. روشن است كه قضاوت براساس قرآن و سنت كارى دشوار است ، و آگاهى و شناخت عميق و گسترده از آيات و احاديث لازم دارد. در آن دوره دانايى و دين شناسى به مرزى مى رسد كه زنان جامعه نيز به چنين كار بزرگى مى توانند دست يازيد.

امام باقر عليه السلام :

(( وتؤ تون الحكمة فى زمانه ، حتى ان المراءة لتقضى فى بيتها بكتاب الله تعالى و سنة رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم .  ))

- در زمان حكومت مهدى عليه السلام ، به همه مردم ، حكمت و علم بياموزند، تا آنجا كه زنان در خانه ها، با كتاب خدا و سنت پيامبر، قضاوت كنند.

مدارسى كه براى آموزشهاى عمومى در سطح جامعه ها تشكيل مى شود، آموزگاران فراوانى لازم دارد. آموزگاران در درجه نخست شيعيان هستند كه دانشها را از امام خود فرا مى گيرند، و سپس به ديگران مى آموزند.

امام على عليه السلام :

((كانى انظر الى شيعتنا بمسجد الكوفة قد ضربوا الفساطيط يعلمون الناس القرآن ...  ))

- گويا شيعيان را مى بينيم كه در مسجد كوفه خيمه ها برافراشته اند و به مردم قرآن (و حقايق و اسرار و احكام قرآن ) مى آموزند...

ايرانيان كه در گرايش به تشيع و پيروى از خاندان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم ، وفادارى سرشار و عشق بى مانندى را نشان داده اند، در ايمان به مهدويت و پيوند به امام مهدى عليه السلام نيز در ميان امتها و ملتها نمونه اند، و بر سر اين آرمان والا استوارى و پايدارى ويژه اى نشان خواهند داد. از اينرو، در آن دوران نيز نقش آفرينان صحنه هاى حساس و كارگردانان حماسه هاى خروشانند.

امام على عليه السلام :

((كانى بالعجم فساطيطهم فى مسجد الكوفة يعلمون الناس ‍ القرآن ... ))

- ايرانيان در مسجد كوفه خيمه ها برافراشته اند، و به مردم قرآن مى آموزند...

در پايان اين بخش ، اين حديث ياد مى شود:

امام باقر عليه السلام :

(( - فى قول الله - عزوجل -: ((قل ارايتم ان اصبح مآوكم غورا فمن ياءتيكم بماء معين  ))، فقال : هذه نزلت فى القائم ، يقول :... فمن ياءتيكم بامام ظاهر، ياءتيكم باءخبار السماء والاءرض ، وحلال الله - جل وعز- وحرامه ، ثم قال : والله ما جاء تاءويل هذه الاية ، ولابد اءن يجى ء تاءويلها. ))

- امام باقر عليه السلام : در تفسير اين آيه : ((قل ان اصبح مآؤ كم غورا فمن ياءتيكم بماء معين :)) بگو: اگر آبتان در زمين فرو رود، چه كسى شما را آب روان خواهد داد؟)) فرمود: اين آيه درباره امام قائم عليه السلام نازل شده است . خداوند مى فرمايد: (اگر امام شما غايب شد)... پس كيست كه امام را آشكار سازد، كه شما را از آسمان و زمين آگاه كند، و از حلال و حرام (و آيين ) خدا؟ سپس فرمود: به خدا سوگند زمان تاءويل اين آيه هنوز فرا نرسيده است ، و ناگزير روزى خواهد رسيد، كه تاءويل (معناى باطنى آيه ) روشن گردد.

   عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام      نويسنده : محمد حكيمي  

 
 
   

www.mahdinet.ir  E-Mail : info@mahdinet.ir   تمامي حقوق اين پايگاه متعلق به  مركز پژوهشي حضرت بقية الله است.

Copyright © 2007-2011 mahdinet designer: rasoolzohdi   E Mail:rasoolzohdi@Gmail.com