www.mahdinet.ir   ارتباط با ما بازگشت به صفحه اصلی فارسی  
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في كل الساعة وليا و حافظا و قاعداو ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا   www.mahdinet.ir  
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links

Google

       
   
   

 منجي در نزد مسيحيت   

 

بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در كتاب «انجيل»

بر اساس بشارات فراوانى كه در كتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح(عليه السلام)به دنبال قيام حضرت قائم (عليه السلام)در «فلسطين» آشكار خواهد شد و به يارى آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا يهوديان و مسيحيان و پيروان وى تكليف خويش را بدانند و به اسلام بگروند و حامى حضرت مهدى(عليه السلام)گردند. از اين رو، در آخرين روزهاى زندگى ـ و شايد در طول دوران حيات ـ به ياران و شاگردان خود توصيه ها و سفارشهاى اكيدى در باره بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بيدارى و هوشيارى و آمادگى فرموده است كه ما به جهت اثبات اين مدّعا و بيدارى مسلمانان قسمتى از آنها را در اينجا مى آوريم.

اينك متن برخى از آن بشارات كه در انجيل آمده است:

 

الف) انجيل متّى

«پس عيسى از هيكل بيرون شده برفت، و شاگردانش پيش آمدند تا عمارتهاى هيكل را بدو نشان دهند. عيسى ايشان را گفت: آيا همه اين چيزها را نمى بينيد؟ هر آينه به شما مى گويم: در اينجا سنگى بر سنگى گذارده نخواهد شد كه به زير افكنده نشود. و چون به كوه زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وى آمده گفتند: به ما بگو كه اين اُمور كى واقع مى شود؟ و نشان آمدن تو و انقضاى عالم چيست؟

عيسى در جواب ايشان گفت: زنهار كسى شما راگمراه نكند. ز آن رو كه بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسيارى را گمراه خواهند كرد. و جنگها و اخبار جنگها را خواهيد شنيد، زنهار مضطرب مشويد; زيرا كه وقوع اين همه لازم است ليكن انتها هنوز نيست، زيرا قومى با قومى و مملكتى با مملكتى مقاومت خواهند نمود و قحطى ها و وباها و زلزله ها در جايها پديد آيد . . .

آنگاه اگر كسى به شما گويد: اينك مسيح در اينجا يا در آنجا است باور مكنيد; زيرا كه مسيحان كاذب و انبياى كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظيمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودى برگزيدگان را نيز گمراه كردندى. اينك شما را پيش خبر دادم.

پس اگر شما را گويند: اينك در صحراست بيرون مرويد، يا آن كه در خلوت است باور مكنيد; زيرا همچنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مى شود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد . . .

و فوراً بعد از مصيبت آن ايّام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزند، و قوّتهاى افلاك متزلزل گردد. آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد، و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زنى كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاى آسمان با قوّت و جلال عظيم مى آيد . . .

پس از درخت انجير مثلش را فرا گيريد كه چون شاخه اش نازك شده برگها مى آورد مى فهميد كه تابستان نزديك است. همچنين شما نيز چون اين همه را ببينيد بفهميد كه نزديك ـ بلكه بر در ـ است. هر آينه به شما مى گويم . . .

آسمان و زمين زايل خواهد شد; ليكن سخنان من هرگز زايل نخواهد شد.

امّا از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد حتّى ملائكه آسمان جز پدر من و بس; ليكن چنان كه ايّام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد بود . . .

پس بيدار باشيد; زيرا كه نمى دانيد در كدام ساعت خداوند شما مى آيد. ليكن اين را بدانيد كه اگر صاحب خانه مى دانست در چه پاس از شب دزد مى آيد، بيدار مى ماند و نمى گذاشت كه به خانه اش نقب زند.

لهذا شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتى كه گمان نبريد پسر انسان مى آيد پس آن غلام امين و دانا كيست كه آقايش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ايشان را در وقت معيّن خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامى كه چون آقايش آيد او را در چنين كار مشغول يابد».

«امّا چون پسر انسان در جلال خود با جميع ملائكه مقدّس خويش آيد آنگاه بر كرسى جلال خود خواهد نشست. و جميع امّتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همديگر جدا مى كند به قسمى كه شبان ميش ها را از بزها جدا مى كند و ميش ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد: بياييد اى بركت يافتگان از پدر من ! و ملكوتى را كه از ابتداى عالم براى شما آماده شده است، به ميراث گيريد».

«عيسى ايشان را گفت: هر آينه به شما مى گويم: شما كه مرا متابعت نموده ايد، در معاد وقتى كه پسر انسان بر كرسى جلال خود نشيند، شما نيز به دوازده كرسى نشسته، بر دوازده سبط اسرائيل داورى خواهيد نمود. و هر كه به خاطر اسم من خانه ها يا برادران يا خواهران يا پدر يا مادر يا زن يا فرزندان يا زمينها را ترك كرد، صد چندان خواهد يافت و وارث حيات جاودانى خواهد گشت».

 

ب) انجيل مَرْقُس

«و چون او ـ عيسى ـ از هيكل بيرون مى رفت يكى از شاگردانش بدو گفت: اى استاد ! ملاحظه فرما چه نوع سنگ ها و چه عمارتها است!

عيسى در جواب وى گفت: آيا اين عمارتهاى عظيمه را مى نگرى. بدان كه سنگى بر سنگى گذارده نخواهد شد مگر آن كه به زير افكنده شود.

و چون او بر كوه زيتون مقابل هيكل نشسته بود ... از وى پرسيدند: ما را خبر ده كه اين امور كى واقع مى شود؟ و علامت نزديك شدن اين امور چيست؟

آنگاه عيسى در جواب ايشان سخن آغاز كرد كه: زنهار كسى شما را گمراه نكند. زيرا كه بسيارى به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسيارى را گمراه خواهند نمود. امّا چون جنگها و اخبار جنگها را بشنويد مضطرب مشويد; زيرا كه وقوع اين حوادث ضرورى است. ليكن انتها هنوز نيست. زيرا كه اُمّتى بر اُمّتى و مملكتى بر مملكتى خواهند بر خاست، و زلزله ها در جايها حادث خواهد شد و قحطى ها و اغتشاشها پديد مى آيد، و اينها ابتداى دردهاى زه مى باشد. ليكن شما از براى خود احتياط كنيد . . .

ولى از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بيدار شده دعا كنيد، زيرا نمى دانيد كه آن وقت كى مى شود.

مثل كسى كه عازم سفر شده خانه خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر يكى را به شغلى خاصّ مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه بيدار بماند. پس بيدار باشيد ! زيرا نمى دانيد كه در چه وقت صاحب خانه مى آيد. در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. امّا آنچه به شما مى گويم به همه مى گويم بيدار باشيد !».

 

ج) انجيل لوقا

«كمرهاى خود را بسته، چراغهاى خود را افروخته بداريد. و شما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مى كشند، كه چه وقت از عروسى مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بى درنگ براى او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقاى ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد . . . پس شما نيز مستعد باشيد; زيرا در ساعتى كه گمان نمى بريد پسر انسان مى آيد».

«و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمين، تنگى و حيرت از براى اُمّتها روى خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا و امواجش. و دلهاى مردم ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعى كه بر ربع مسكون ظاهر مى شود، زيرا قوّت آسمان متزلزل خواهد شد. و آنگاه پسر انسان را خواهند ديد كه بر، ابرى سوار شده با قوّت و جلال عظيم مى آيد».

همان گونه كه قبلا توضيح داديم مقصود از «پسر انسان» حضرت مسيح(عليه السلام)نيست، زيرا مطابق نوشته مستر هاكس آمريكايى در «قاموس كتاب مقدّس» اين عبارت 80 بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) آمده است كه فقط 30 مورد آن با حضرت عيساى مسيح(عليه السلام) قابل تطبيق است». و امّا 50 مورد ديگر از نجات دهنده اى سخن مى گويد كه در آخر زمان و پايان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عيسى(عليه السلام) نيز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند ـ تبارك و تعالى ـ كسى اطّلاع ندارد، و او كسى جز حضرت مهدى(عليه السلام) آخرين حجّت خدا نخواهد بود.

 

هـ) انجيل يُوحَنّا

«و بدو قدرت بخشيده است كه داورى هم بكند; زيرا كه پسر انسان است. و از اين تعجّب مكنيد، زيرا ساعتى مى آيد كه در آن جميع كسانى كه در قبور مى باشند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد، هر كه اعمال نيكو كرد براى قيامت حيات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قيامت داورى».

مكاشفه يُوحَنّا

«و علامتى عظيم در آسمان ظاهر شد. زنى كه آفتاب را در بر دارد و ماه زير پايهايش و بر سرش تاجى از دوازده ستاره است. و آبستن بوده، از درد زه و عذاب زاييدن فرياد بر مى آورد.

و علامتى ديگر در آسمان پديد آمد كه اينك اژدهاى بزرگ آتش گون كه او را هفت سرو ده شاخ بود و بر سرهايش هفت افسر. و دمش ثلث ستارگان آسمان را كشيده آنها را بر زمين ريخت و اژدها پيش آن زن ـ كه مى زاييد ـ بايستاد تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. پس پسر نرينه را زاييد كه همه اُمّتهاى زمين را به عصاى آهنين حكم رانى خواهد كرد، و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد . . .

و در آسمان جنگ شد. ميكائيل و فرشتگانش با اژدها جنگ كردند و اژدها و فرشتگانش جنگ كردند. ولى غلبه نيافتند، بلكه جاى ايشان ديگر در آسمان يافت نشد. و اژدهاى بزرگ انداخته شد، يعنى آن مار قديمى كه به ابليس و شيطان مُسمّى است كه تمام ربع مسكون را مى فريبد. او بر زمين انداخته شد و فرشتگانش با وى انداخته شدند».

مفسّرين انجيل در مورد آيات فوق مى گويند: شخص مورد بشارت در اين آيات تاكنون قدم به عرصه وجود ننهاده و تفسير روشن و معنى واضح آنها نيز موكول به زمان آينده و نامعيّنى است كه وى ظاهر گردد.

ولى با اندكى دقّت و تأمّل در آيات فوق اين نتيجه به دست مى آيد كه شخص مورد بشارت در مكاشفه ياد شده، بزرگترين مولود جهان انسانيّت، و شخص ممتاز و بى نظيرى است كه به منظور ايجاد حكومت حقّه الهيّه و بر افكندن بنياد اهريمنان، به ناچار مدّتى از انظار مردمان غايب خواهد گرديد، و خداوند عالم آن يگانه مظهر نور الهى و منجى انسانيّت را از ديدگان اشرار و شياطين جنّى و انسى مخفى و مستور نگه خواهد داشت تا در يك زمان نامعلومى ـ آنگاه كه خواست خداوند است ـ از پشت پرده غيبت ظاهر شده، با «عصاى آهنين» بر بشريّت حكومت كند.

اين نتيجه با تفاصيلى كه در نويدهاى انبياى گذشته و قرآن كريم و روايات اسلامى آمده است روشن مى سازد كه مكاشفه يوحنّاى لاهوتى در بشارت فوق، مربوط به موعود كلّ ملل حضرت محمّد بن الحسن العسكرى(عليهما السلام) است كه به هنگام ظهور با شمشير قيام خواهد كرد و با عصاى آهنين حكمرانى خواهد نمود.

اينك براى روشن شدن مطلب به توضيحى كه در اين زمينه مى آوريم، توجّه فرماييد:

«مقصود از آن زن كه در مكاشفه فوق، مادر شخص مورد بشارت معرفى شده كه خورشيد پوشيده، و ماه زير پايش و بر سرش تاجى از دوازده ستاره بود، مادر پاك گهر حضرت مهدى(عليه السلام)، نرجس خاتون است و خورشيد، پدر والا گهرش حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام) است كه تمامى انوار درخشان آسمان نبوّت و امامت را بر رحم پاك نرجس بتابيد، تا برجسته ترين نماينده و آيينه تمام نماى آنان را از وى نمودار سازد. و فرزندى بياورد كه مجمع همگى آن انوار و حامل لواى انقلاب جهانى گردد.

و مقصود از ماه (كه در زير پاى هايش بود)، حكيمه خاتون عمّه حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام) است كه به هنگام ولادت حضرت مهدى(عليه السلام)قابله نرجس خاتون بوده و آماده گرفتن آن مولود مسعود بوده و بر اين عمل دقيقه شمارى مى كرده است.

و دوازده كوكب درخشان كه بر تاج پر افتخار نرجس تلألؤ مى نمودند حضرت خاتم الأنبيا(صلى الله عليه وآله وسلم) و دختر يگانه اش صدّيقه طاهره(عليها السلام) و ده امام (على بن ابى طالب(عليه السلام) تا على بن محمّد الهادى(عليهم السلام)) مى باشند، كه مقام شامخ سلطنت و زعامت روحانى و جهانى حضرت مهدى(عليه السلام)، مركب از اين انوار و مؤسس بر اين بنيانهاى رفيع آسمانى و ملكوتى است.

و آن اژدهاى بزرگ آتشين، دستگاه شيطان و پيروان اوست كه هميشه آماده ويران ساختن كاخ رفيع اديان و نابود كردن انبيا واولياى الهى بوده و مى باشد. و چنان كه در آيه (4) اشاره شده وى پيش از ولادت آن موعود جهانى، با دمش يك سوم ستارگان آسمان را جاروب كرده بود و اكنون به هوس نابود ساختن پرچمدار عدل جهانى كه مجمع تمامى ستارگان آسمان ولايت است، افتاده است.

آرى ! همين شيطان بود كه پس از رحلت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)، با لباس خلافت و از مجراى حكومت اسلامى جلوه نموده، و به وسيله (دمش) نوكرش «قنفذ» كه به شدّت پهلوى دختر نازنين پيامبر را مضروب ساخته و طفل معصومش «محسن» را ساقط و نابود كرد «ثلث كواكب آسمان را جاروب نمود» و سوّمين فرزند ذكور وى را كه بايستى در آينده پدر گروهى ديگر از ذريّه پيامبر گردد، بكشت.

و همين شيطان در زمان ولادت حضرت مهدى(عليه السلام) در لباس خلفاى عبّاسى، به ويژه معتمد و معتصم عباسى كه در عصر حضرت امام حسن عسكرى(عليه السلام)بودند، جلوه نموده، با كمال اهتمام به هوس نابود ساختن آن يگانه مولود مسعود جهانى افتاده بود.

چنانچه بر حسب شهادت تواريخ و آثار، نامبردگان جاسوس هايى بر حرم محترم آن حضرت گماشته بودند كه اگر فرزند ذكورى از آن حضرت پديد شد حكومت وقت را آگاه سازند تا در نابود ساختن وى اقدام نمايد.

ولى چنان كه در آيات مكاشفه فوق اشاره شد اراده حتمى الهى، آن زن و طفلش را از هرگونه آسيب در امان داشت و دستگاه جاسوسى و كنجكاوى اهريمنان كه همچون سيل به هر سو روان كرده و براى غافل گير ساختن آن موعود جهانى شب و روز بكار بود، سودى نبخشيد».

در قسمت ديگرى از مكاشفه يوحنّاى لاهوتى بشارت ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)چنين آمده است:

«و ديدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبى سفيد كه سوارش امين و حق نام دارد و به عدل داورى و جنگ مى نمايد و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهاى بسيار و اسمى مرقوم دارد كه جز خودش هيچ كس آن را نمى داند و جامه خون آلود ـ سرخ ـ در بر دارد و نام او را كلمه خدا مى خوانند. ولشكرهايى كه در آسمانند بر اسبهاى سفيد، و به كتان سفيد و پاك ملبّس از عقب او مى آمدند. و از دهانش شمشيرى تيز بيرون مى آيد تا به آن اُمّتها را بزند و آنها را به عصاى آهنين حكمرانى خواهد نمود . . . و ديدم فرشته را در آفتاب ايستاده كه به آواز بلند تمامى مرغانى را كه در آسمان پرواز مى كنند ندا كرده مى گويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جبّاران . . .»

با نظرى دقيق و اجمالى در تمام احاديثى كه در مورد ظهور يكتا بازمانده حجج الهى وارده شده است مى توان گفت: همه فرازهاى بالا در احاديث اسلامى آمده است.

 

و) رساله پولس به روميان

«زيرا يقين مى دانم كه دردهاى زمان حاضر نسبت به آن جلالى كه در ما ظاهر خواهد شد، هيچ است».

«. . . و آن كه براى حكمرانى اُمّتها مبعوث شود، اميد اُمّتها بر وى خواهد بود».

اين تعبير هم تعبير دقيقى است كه در احاديث اسلامى آمده است، و جالب توجّه اين كه: همان گونه كه در بشارات تورات تذكّر داديم در ترجمه عربى انجيل با تعبير «قائم» آمده است، و تعبير «حكمرانى اُمّتها» و «اميد اُمّتها» جالب توجّه است.

«زيرا اين را به شما از كلام خدا مى گوييم كه ما كه زنده و تا آمدن خداوند باقى باشيم بر خوابيدگان سبقت نخواهيم جست; زيرا خداوند با صدا و با آواز رئيس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد، و مردگان در مسيح اول خواهند بر خاست. آنگاه ما كه زنده و باقى باشيم با ايشان در ابرها ربوده خواهيم شد تا خداوند را در هوا استقبال كنيم و همچنين هميشه با خداوند خواهيم بود».

به طورى كه خوانندگان عزيز ملاحظه مى كنند اين فراز از عهد جديد با روايات اسلامى وجوه مشترك فراوانى دارد كه از آن جمله است:

1 ـ نزول حضرت عيسى(عليه السلام)

2 ـ صيحه آسمانى.

3 ـ زنده شدن گروهى از افراد صالح.

4 ـ آمدن او بر فرز ابر.

5 ـ ربوده شدن ياران حضرت ولى عصر(عليه السلام) از محرابها و رختخوابهاى خود، و انتقال يافتن آنها بر فراز ابرها، همه اين موارد در احاديث اسلامى آمده، و با اين فقرات انجيل دقيقاً منطبق است.

 

ز) اعمال رسولان

«و چون اين را گفت، وقتى كه ايشان همى نگريستند بالا برده شد، و ابرى او را از چشمان ايشان در ربود. و چون به سوى آسمان چشم دوخته مى بودند، هنگامى كه او مى رفت ناگاه دو مرد سفيد پوش نزد ايشان ايستاده، گفتند: اى مردان جليل ! چرا ايستاده به سوى آسمان نگرانيد؟ همين عيسى كه از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد، به همين طورى كه او را به سوى آسمان روانه ديديد».

فراز ديگر از اناجيل را «عبدالله بن سليمان» نقل كرده است كه بسيار جالب است. او مى گويد:

من در اناجيل خواندم كه خداوند به عيسى(عليه السلام) فرمود: «من تو را به سوى خود بالا مى برم، سپس تو را در آخر زمان فرو مى فرستم تا از اُمّت اين پيامبر شگفتيها ببينى، و آنها را در كشتن دجّال يارى دهى، تو را در وقت نماز مى فرستم، تا با آنها نماز بخوانى كه آنها اُمّت مرحومه هستند».

فرود آمدن حضرت عيسى(عليه السلام) از آسمان

يكى از عقايد قطعى همه مسلمانان و تمام طوايف اسلامى اين است كه: حضرت عيسى(عليه السلام) در زمان ظهور حضرت بقية الله(عليه السلام) به روى زمين باز مى گردد، و برخى از آيات قرآنى نيز بر آن دلالت مى كند، در اين باره صدها حديث از طريق شيعه و سنّى روايت شده است كه از بازگشت آن حضرت سخن مى گويد، اگر برخى از متعصّبين اهل سنّت به دلايلى در مورد حضرت مهدى(عليه السلام) ترديد مى كنند، در مورد نزول حضرت عيسى (عليه السلام)هيچ ترديد ندارند.

از نظر شيعه نيز اين مطلب قطعى است كه حضرت عيسى (عليه السلام) از آسمان نازل مى شود، و در بيت المقدّس پشت سر حضرت مهدى(عليه السلام) نماز مى گزارد و او را تأييد مى كند و در رديف يكى از معاونان آن حضرت قرار مى گيرد.

در اين زمينه، روايات فراوانى در منابع حديثى شيعه و سنّى وارد شده است كه برخى از آنها را در اينجا نقل مى كنيم:

1 ـ در حديثى از ابو سعيد خدرى روايت شده است كه پيامبر اكرم فرمود:

«مِنَّا الَّذِي يُصَلِّي عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ خَلْفَهُ».

«آن كسى كه عيسى بن مريم(عليه السلام) در پشت سر او نماز مى خواند، از ماست».

2 ـ در حديث ديگرى از عبدالله بن عبّاس آمده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود:

«لَنْ تَهْلِكَ اُمَّةٌ أنَا فِي أوَّلِها، وَ عيسَى بنُ مَرْيَمَ في آخِرِها، وَالْمَهْدِيُّ فِي وَسَطِها».

«اُمّتى كه من در آغاز آن، عيسى بن مريم در پايان آن، و مهدى(عليه السلام) در ميان آن است، هرگز هلاك نمى شود».

3 ـ در كتاب «عقد الدرر» باب دهم، در حديثى از ابو هريره نقل مى كند كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«كَيفَ أنتُم إذا نَزَل ابنُ مَريَمَ فِيكُمْ، وَ امامُكُمْ مِنْكُمْ».

«چگونه خواهيد بود هنگامى كه عيسى بن مريم در ميان شما نازل شود و پيشواى شما از ميان خود شما خواهد بود؟!».

4 ـ در صحيح بخارى «باب نزول عيسى بن مريم» در حديثى از ابو هريره نقل مى كند كه رسول اكرم فرمود:

«سوگند به خدايى كه جانم در دست قدرت اوست ! نزديك است كه پسر مريم به عنوان «داورى دادگر» در ميان شما فرود آيد، صليب را بشكند، خوك را بكشد، جزيه را بگذارد و مال را آنقدر بريزد كه ديگر كسى آن را نپذيرد».

5 ـ در سنن ابن ماجه، از ابى امامه باهلى، روايت كرده است:

رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در مورد فتنه دجّال و خرابى هاى آن سخن مى گفت، از آن حضرت پرسيدند: يا رسول الله! پس عربها در آن روز كجا هستند؟ فرمود:

«آنها در آن روز بسيار اندك اند، و بيشتر آنها در بيت المقدّس مى باشند، و امامشان «مهدى» آن مرد صالح است، كه ناگهان به هنگامى كه امامشان آماده نماز صبح شده حضرت عيسى(عليه السلام) نازل مى شود. حضرت مهدى(عليه السلام) به احترام او عقب مى رود. حضرت عيسى دست خود را بر شانه او مى گذارد و مى گويد: برو جلو و نماز را بخوان كه اين نماز براى تو تشكيل يافته است، پس حضرت مهدى(عليه السلام)جلو مى رود و امامت مى كند».

6 ـ در حديث ديگرى آمده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

«حضرت عيسى(عليه السلام) نازل مى شود، امير مسلمانان حضرت مهدى(عليه السلام)مى فرمايد: بفرما براى ما نماز بخوان.

عيسى(عليه السلام)مى فرمايد: برخى از شما بر برخى ديگر امير هستيد و اين لطف و كرامّت خداوند بر اين اُمّت است».

7 ـ در احاديث ديگرى از طريق اهل سنّت آمده است:

«حضرت مهدى و حضرت عيسى(عليهما السلام) اجتماع مى كنند، چون وقت نماز فرا مى رسد حضرت مهدى(عليه السلام) خطاب به حضرت عيسى(عليه السلام)مى فرمايد: بفرماييد جلو ـ براى اقامه نماز ـ.

حضرت عيسى(عليه السلام) مى فرمايد: شما براى نماز شايسته تر هستيد، آنگاه حضرت عيسى اقتدا مى كند و نماز را پشت سر او مى خواند».

8 ـ در يك حديث ديگر جريان نزول حضرت عيسى(عليه السلام) چنين آمده است:

«عيسى(عليه السلام) در گردنه اى به نام «أفيق» در سرزمين مقدّس فرود مى آيد، وارد بيت المقدّس مى شود، در حالى كه مردم براى نماز صبح صف كشيده باشند. پس امام (حضرت مهدى(عليه السلام)) عقب مى رود، ولى عيسى(عليه السلام) او را جلو مى اندازد و خود به او اقتدا كرده، پشت سرش طبق شريعت محمّدى نماز مى خواند و مى فرمايد: شما اهل بيتى هستيد كه احدى نمى تواند بر شما پيشى بگيرد».

9 ـ در حديث ديگرى كه رسول اكرم از خروج دجّال و كشته شدن او به دست حضرت عيسى(عليه السلام) خبر داده، چنين آمده است كه آن حضرت فرمود:

«آنگاه خداوند عيسى بن مريم(عليه السلام) را مى فرستد، گويى به صورت عروة بن مسعود است، دجّال را دنبال مى كند و او را به هلاكت مى رساند. مردم هفت سال بدين حال مى مانند كه حتّى ميان دو نفر كينه و عداوت يافت نمى شود».

10 ـ و در يك حديث ديگر آمده است كه پيامبر اكرم فرمود:

«حضرت مهدى(عليه السلام) يك مرتبه متوجّه مى شود كه حضرت عيسى(عليه السلام)نازل شده، گويى قطرات آب از موهايش مى چكد، حضرت مهدى(عليه السلام)مى فرمايد: بفرماييد و براى مردم نماز بخوانيد.

حضرت عيسى(عليه السلام) مى فرمايد: نماز براى شما بر پا شده است.

آنگاه حضرت عيسى(عليه السلام) پشت سر فرزندم نماز مى خواند».

11 ـ و در همين رابطه رسول اكرم مى فرمايد:

«خلفا و اوصياى من كه حجّتهاى پروردگار بر مردمانند دوازده تن مى باشند، اوّل آنها على ـ ابن ابى طالب ـ و آخر آنها پسرم مهدى(عليه السلام)است كه عيسى بن مريم(عليه السلام)نازل مى شود و پشت سر او نماز مى خواند. در زمان او زمين با نور پروردگارش روشن مى شود و سلطنت او شرق و غرب جهان را فرا مى گيرد».

به طور خلاصه، روايات وارده از رسول گرامى اسلام و امامان معصوم(عليهم السلام)در مورد نزول حضرت عيسى(عليه السلام) و نماز خواندن آن حضرت در پشت سر حضرت ولى عصر ـ عجّل اللّه تعالى فرجه ـ بسيار فراوان است، و ما به احاديث ياد شده اكتفا مى كنيم، و فقط اين مطلب را ياد آور مى شويم كه در مورد نزول حضرت عيسى(عليه السلام) به برخى از آيات قرآن نيز مى توان استشهاد نمود كه در بحث «نويدهاى ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) در قرآن» آيه 159 سوره نساء ياد آور شديم، كه در اينجا ديگر تكرار نمى كنيم. طالبين به آنجا مراجعه كنند.    

ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان      سيد اسد اللّه هاشمى شهيدى    انتشارات مسجد مقدّس جمكران

 
 
   

www.mahdinet.ir  E-Mail : info@mahdinet.ir   تمامي حقوق اين پايگاه متعلق به  مركز پژوهشي حضرت بقية الله است.

Copyright © 2007-2011 mahdinet designer: rasoolzohdi   E Mail:rasoolzohdi@Gmail.com