www.mahdinet.ir   ارتباط با ما بازگشت به صفحه اصلی فارسی  
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في كل الساعة وليا و حافظا و قاعداو ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا   www.mahdinet.ir  
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links

Google

       
   
   

محل و چگونگي ظهور 

 

روايات بسياري درباره ظهور ، وقايع آن و محل و چگونگي ظهور به دست ما درسيده است . در ذيل روايات صحيحي در باره وقايع ظهور آورده مي شود كه داراي سند و مدرك صحيح مي باشند .

ظهور در بين ركن و مقام

بو سعيد خدرى ، از جابر بن عبد الله انصارى ، از علي عليه السلام روايت كرده كه فرمود : مهدى " عليه السلام " از ذريه وفرزندان من است كه ميان ركن و مقام ظهور نموده وپيراهن ابراهيم وقبا ( رداء ) اسماعيل وكفن شيث " عليه السلام " را بر تن دارد كه شاهد آن فرمودهء پيامبر صلى الله عليه وآله مىباشد عيسى بن مريم از آسمان فرود آمده و همراه مهدى ( عليه السلام ) كه از فرزندان من است ، مىباشد بنابراين زمانى كه ظاهر شد ، او را بشناسيد . . . ..

اين روايت از حذيفه نقل شده و آنرا به رسول خدا ( ص ) نسبت نداده است ، در آن آمده است : ميان ركن و مقام با مهدى ( ع ) بيعت مىگردد ، آنگاه حضرت به سوى شام حركت كرده كه جبرئيل از جلو و ميكائيل از پشت سر آنها را همراهى مى نمايند تمام ساكنين آسمان وزمين از پرنده و درنده و ماهيان دريا از وجود و قيام آنحضرت خشنود خواهند بود.

على بن أبو حمزه از پدرش و وهيب از ابوبصير و او از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : قيام حضرت مهدى عليه السلام در سال ، فرد خواهد بود ، نه - يك ، سه - پنج - و فرمود : پس از آنكه بنى اميه اختلاف پيدا كرده و سلطنت از دستشان رفت وبنى عباس به حكومت رسيدند آنها نيز حكومت كرده ، و سلطنت آنها در خوشى و رفاه خواهد بود تا آنكه اختلاف كرده و حكومت از دستشان برود . و اهل مشرق ومغرب با يكديگر اختلاف نموده وهمچنين اهل قبله ( مسلمانان ) ووحشت و سختى عجيبى مردم را در بر بگيرد وهمينگونه خواهد بود ، تا آنكه منادى از آسمان ندا دهد كه ناله ها برخواهد خواست ، پس بخدا سوگند گويا مىبينم ( حضرت مهدى عليه السلام )را بين ركن ومقام كه با مردم در مورد امر جديد وكتاب جديد وسلطنت جديد از آسمان ، بيعت كرده ودر هيچ كجا پرچم او شكست نخواهد خورد تا آنكه از دنيا برود .

در مكه

حرث ، از عبد الله بن مسعود نقل كرده و آنرا به رسول خدا ( ص ) نسبت نداده است ، در آن روايت آمده است : زمانى كه تجارتها و راهها قطع شده و فتنه ها زياد گردد . هفت تن از علماء از نقاط مختلف بدون وعدهء قبلى خروج كرده كه با هر يك از آنان سيصد و اندى نفر بيعت مى نمايند ، تا آنكه هر هفت نفر در مكه جمع شده وبعضى از آنان به برخى ديگر مىگويد . چه باعث شد بيائيد ؟ آنها در پاسخ مىگويند : براى يافتن اين مرد آمده ايم كه بدست او اين فتنه ها آرام شده وقسطنطنيه فتح خواهد شد . ما او را به نام خودش و نام پدر ومادر و زينت آلاتش مى شناسيم ، آنگاه آن هفت نفر با يكديگر متفق القول شده ودر جستجوى آن شخص بر آمده واو را در مكه مىيابند ، وبه او مىگويند : تو فلانى فرزند فلانى هستى ؟ مىگويد : خير ، من مردى از انصار هستم ، تا آنكه از دست آنها خلاص شود . آنها ( آن هفت نفر ) اوصاف آن شخص را براى اهل خبره مى گويند ، آنها نيز مى گويند او همان كسى استكه در طلب او هستيد هم اكنون به مدينه رفته است ، به دنبال او به مدينه رفته ، و او از آنجا به مكه مىرود ، دوباره خود را در مكه به او رسانده وبه او مى گويند : تو فلانى فرزند فلانى هستى ، مادرت فلان كس دختر فلانى است وفلان نشانه در تو هست و . . . . ، تو يك بار از دست ما فرار كردى ، اكنون دستت را بده تا با تو بيعت كنيم ، آن شخص مى گويد : من صاحب شما نيستم ، من فلانى فرزند فلانى از انصار هستم ، با من بيائيد تا شما را به صاحبتان برسانم براى اينكه از دست آنها خلاص شود ، آنها دو باره بدنبال او به مدينه رفته ، واو براى گريز از دست آنها به مكه مىرود ، ودوباره او را در مكه كنار ركن يافته وبه او مى گويند : گناه ما و خون ما بر تو خواهد بود اگر اجازه ندهى با تو بيعت كنيم ، اين سپاه سفيانى است كه بدنبال ماست . و مسئول آنها مردى از قبيلهء جرم ، مىباشد پس آن شخص ( حضرت مهدى عليه السلام ) بين ركن و مقام نشسته وبا او بيعت مى كنند وخداوند محبت او را در سينه مردم قرار مى دهد ، و آن حضرت با گروهى كه شيران روز وعابدان شب هستند ، حركت مى نمايد .

امام رضا عليه السلام فرمودند:هركس كه پرهيزكارنيست دين ندارد وكسي كه تقيه نمي كند ايمان ندارد وهمانا بهترين شما نزد خداوند كسي است كه بيشتراز ديگران برمبناي تقيه عمل كند.پرسيده شد:اي پسر رسول خدا تاچه وقت؟فرمود:تا روز وقت معلوم و(آن وقت معلوم) روز خروج قائم مااهل بيت است پس هرآن كس كه قبل از خروج قائم ما تقيه را ترك نمايد ازما نيست .ازحضرت پرسيده شد:اي فرزند رسول خدا! قائم از شمااهل بيت كيست؟فرمود: او چهارمين فرزند من است و اوفرزندبهترين كنيزان مي باشد كه خداوند به سبب او زمين را ازهرگونه ظلم وجوري پاك مي سازد.او كسي است كه مردم درولادت اوشك مي نمايند، و او قبل ازقيام وخروجش صاحب غيبتي است پس زماني كه خروج كند زمين با نور وي روشن مي شود وميزان عدل رادربين مردم قرار مي دهد پس درآن زمان هيچ كس به ديگري ظلم نمي نمايد . او كسي است كه زمين درزيرپايش پيچيده مي شود(داراي طي الارض است)وبراي اوسايه نمي باشد.او فردي است كه مناديي ازاسمان كه صداي او را تمام زمينيان مي شنوند،همه رابه سوي او فرامي خواندوآن منادي چنين مي گويد :آگاه باشيد همانا حجت خداوند دركنار خانه خدا ظاهرشده پس ازاوتبعيت وپيروي نمائيد به درستي كه حق با او ودر اوست.و او است مصداق قول خداوندعزوجل كه فرمود :اگر ما بخواهيم نشانه اي از آسمان براي آنها فرو مي فرستيم تا گردنهايشان براي او خاضع شود.

سيماي مهدي در هنگام ظهور

سقر بن رستم از پدرش نقل مىكند كه او گفته ولى آنرا به رسول الله ( ص ) نسبت نداده است : مهدى ( عليه السلام ) مردى است داراى ابروهاى بلند و باريك وچهرهء درخشان ،چشمهاى درشت ، از سمت حجاز مىآيد تا بر منبر دمشق بنشيند و او جوانى هيجده ساله است

وقايع ظهور

منصور بن معم ، از ربعى بن خراش ، روايت كرده و آنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است ، در اين روايت آمده است : از حذيقة بن اليمان ، شنيدم كه مى گفت : سپس سخن از سفيانى به ميان آمد ، و ( رسول الله صلى الله عليه وآله ) داستان خروج او را بيان كرد و اينكه كسانى را كه به روم فرار مى نمايند در كنار دروازهء دمشق گردن مىزند . اما در همان زمان منادى از آسمان ندا مىدهد كه : اى مردم مهلت ستمگران و ظالمان ومنافقان وپيروان آنها تمام شد واكنون ولى شما وامام شما بهترين فرد امت محمد ( صلى الله عليه وآله ) مىباشد ، پس در مكه به او ملحق گرديد ، او مهدى است و نامش أحمد بن عبد الله مىباشد ، سپس فرمود : اصحاب حضرت براى نبرد با سفيانى در كنار درياچهء طبرية ، گرد مىآيند .

محمد بن أبي عمير ، از صفوان بن مهران جمال ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : آگاه باشيد ، بخدا سوگند مهدى شما ( عليه السلام ) چنان غايب خواهد شد ، كه جاهلان خواهند گفت كه حتما خدا به ، آل محمد ، نيازى ندارد كه ناگاه حضرت مانند شهاب ثاقب ( سنگ نورانى كه در شب ، گاه و بيگاه ظاهر مى شود ) ظاهر گشته و زمين را پس از آنكه از ظلم وجور پر شده از عدل وداد پر خواهد كرد .

ابو بصير از ( امام صادق " ع " ) نقل كرده كه فرمود : زمانيكه قائم " ع " ظهور كند ، جز شمشير چيزى ميان او واعراب وقريش حاكم نيست ، جز شمشير چيزى از قريش انتقام نمى گيرد و در ظهور قائم " ع " شتاب نمى كنند ، بخدا سوگند او ( قائم ) داراى لباسى خشن است وخوراك وى از جو خشك مى باشد ، وراهى جز جنگ نيست ومرگ در سايه شمشير است .

جمع شدن ياران

حرث ، از عبد الله بن مسعود نقل كرده و آنرا به رسول خدا ( ص ) نسبت نداده است ، در آن روايت آمده است : زمانى كه تجارتها و راهها قطع شده و فتنه ها زياد گردد . هفت تن از علماء از نقاط مختلف بدون وعدهء قبلى خروج كرده كه با هر يك از آنان سيصد و اندى نفر بيعت مى نمايند ، تا آنكه هر هفت نفر در مكه جمع شده وبعضى از آنان به برخى ديگر مىگويد . چه باعث شد بيائيد ؟ آنها در پاسخ مىگويند : براى يافتن اين مرد آمده ايم كه بدست او اين فتنه ها آرام شده وقسطنطنيه فتح خواهد شد . ما او را به نام خودش و نام پدر ومادر و زينت آلاتش مى شناسيم ، آنگاه آن هفت نفر با يكديگر متفق القول شده ودر جستجوى آن شخص بر آمده واو را در مكه مىيابند ، وبه او مىگويند : تو فلانى فرزند فلانى هستى ؟ مىگويد : خير ، من مردى از انصار هستم ، تا آنكه از دست آنها خلاص شود . آنها ( آن هفت نفر ) اوصاف آن شخص را براى اهل خبره مى گويند ، آنها نيز مى گويند او همان كسى استكه در طلب او هستيد هم اكنون به مدينه رفته است ، به دنبال او به مدينه رفته ، و او از آنجا به مكه مىرود ، دوباره خود را در مكه به او رسانده وبه او مى گويند : تو فلانى فرزند فلانى هستى ، مادرت فلان كس دختر فلانى است وفلان نشانه در تو هست و . . . . ، تو يك بار از دست ما فرار كردى ، اكنون دستت را بده تا با تو بيعت كنيم ، آن شخص مى گويد : من صاحب شما نيستم ، من فلانى فرزند فلانى از انصار هستم ، با من بيائيد تا شما را به صاحبتان برسانم براى اينكه از دست آنها خلاص شود ، آنها دو باره بدنبال او به مدينه رفته ، واو براى گريز از دست آنها به مكه مىرود ، ودوباره او را در مكه كنار ركن يافته وبه او مى گويند : گناه ما و خون ما بر تو خواهد بود اگر اجازه ندهى با تو بيعت كنيم ، اين سپاه سفيانى است كه بدنبال ماست . و مسئول آنها مردى از قبيلهء جرم ، مىباشد پس آن شخص ( حضرت مهدى عليه السلام ) بين ركن و مقام نشسته وبا او بيعت مى كنند وخداوند محبت او را در سينه مردم قرار مى دهد ، و آن حضرت با گروهى كه شيران روز وعابدان شب هستند ، حركت مى نمايد .

بيعت با امام

اين روايت از حذيفه نقل شده و آنرا به رسول خدا ( ص ) نسبت نداده است ، در آن آمده است : ميان ركن و مقام با مهدى ( ع ) بيعت مىگردد ، آنگاه حضرت به سوى شام حركت كرده كه جبرئيل از جلو و ميكائيل از پشت سر آنها را همراهى مى نمايند تمام ساكنين آسمان وزمين از پرنده و درنده و ماهيان دريا از وجود و قيام آنحضرت خشنود خواهند بود .

المفردات : أي جبرئيل في مقدمة جيشه وميكائيل في آخره .

على بن أبو حمزه از پدرش و وهيب از ابوبصير و او از امام باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : قيام حضرت مهدى عليه السلام در سال ، فرد خواهد بود ، نه - يك ، سه - پنج - و فرمود : پس از آنكه بنى اميه اختلاف پيدا كرده و سلطنت از دستشان رفت وبنى عباس به حكومت رسيدند آنها نيز حكومت كرده ، و سلطنت آنها در خوشى و رفاه خواهد بود تا آنكه اختلاف كرده و حكومت از دستشان برود . و اهل مشرق ومغرب با يكديگر اختلاف نموده وهمچنين اهل قبله ( مسلمانان ) ووحشت و سختى عجيبى مردم را در بر بگيرد وهمينگونه خواهد بود ، تا آنكه منادى از آسمان ندا دهد كه ناله ها برخواهد خواست ، پس بخدا سوگند گويا مىبينم ( حضرت مهدى عليه السلام )را بين ركن ومقام كه با مردم در مورد امر جديد وكتاب جديد وسلطنت جديد از آسمان ، بيعت كرده ودر هيچ كجا پرچم او شكست نخواهد خورد تا آنكه از دنيا برود .

حرث ، از عبد الله بن مسعود نقل كرده و آنرا به رسول خدا ( ص ) نسبت نداده است ، در آن روايت آمده است : زمانى كه تجارتها و راهها قطع شده و فتنه ها زياد گردد . هفت تن از علماء از نقاط مختلف بدون وعدهء قبلى خروج كرده كه با هر يك از آنان سيصد و اندى نفر بيعت مى نمايند ، تا آنكه هر هفت نفر در مكه جمع شده وبعضى از آنان به برخى ديگر مىگويد . چه باعث شد بيائيد ؟ آنها در پاسخ مىگويند : براى يافتن اين مرد آمده ايم كه بدست او اين فتنه ها آرام شده وقسطنطنيه فتح خواهد شد . ما او را به نام خودش و نام پدر ومادر و زينت آلاتش مى شناسيم ، آنگاه آن هفت نفر با يكديگر متفق القول شده ودر جستجوى آن شخص بر آمده واو را در مكه مىيابند ، وبه او مىگويند : تو فلانى فرزند فلانى هستى ؟ مىگويد : خير ، من مردى از انصار هستم ، تا آنكه از دست آنها خلاص شود . آنها ( آن هفت نفر ) اوصاف آن شخص را براى اهل خبره مى گويند ، آنها نيز مى گويند او همان كسى استكه در طلب او هستيد هم اكنون به مدينه رفته است ، به دنبال او به مدينه رفته ، و او از آنجا به مكه مىرود ، دوباره خود را در مكه به او رسانده وبه او مى گويند : تو فلانى فرزند فلانى هستى ، مادرت فلان كس دختر فلانى است وفلان نشانه در تو هست و . . . . ، تو يك بار از دست ما فرار كردى ، اكنون دستت را بده تا با تو بيعت كنيم ، آن شخص مى گويد : من صاحب شما نيستم ، من فلانى فرزند فلانى از انصار هستم ، با من بيائيد تا شما را به صاحبتان برسانم براى اينكه از دست آنها خلاص شود ، آنها دو باره بدنبال او به مدينه رفته ، واو براى گريز از دست آنها به مكه مىرود ، ودوباره او را در مكه كنار ركن يافته وبه او مى گويند : گناه ما و خون ما بر تو خواهد بود اگر اجازه ندهى با تو بيعت كنيم ، اين سپاه سفيانى است كه بدنبال ماست . و مسئول آنها مردى از قبيلهء جرم ، مىباشد پس آن شخص ( حضرت مهدى عليه السلام ) بين ركن و مقام نشسته وبا او بيعت مى كنند وخداوند محبت او را در سينه مردم قرار مى دهد ، و آن حضرت با گروهى كه شيران روز وعابدان شب هستند ، حركت مى نمايد .

ظهور

جابر بن عبد الله انصارى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى كند كه آن حضرت فرمود : مهدى ( عليه السلام ) از فرزندان من است نام او نام من است و كنيهء او كنيهء من است ، شبيه ترين مردم از جهت خلق و خوى وشكل واندام به من است ، او داراى يك غيبت وسرگرداني است كه در آن فاصله ، ملتها گمراه مىشوند ، سپس روى مى آورد ( ظهور مىنمايد ) مانند شهاب نورانى ، زمين را پر از عدل و داد مى نمايد همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده است .

هيثم بن عبدالرحمان از كسى كه براى او نقل كرده ، از علي عليه السلام روايت نموده كه فرمود : محل تولد حضرت مهدى عليه السلام كه از اهل بيت پيامبر صلى الله عليه وآله مىباشد در مدينه و نام او نام پدرم بوده و براى مدتى به بيت المقدس هجرت مىنمايد . محاسن او پر پشت و چشمانش سياه و دندانهايش سفيد و براق است و در صورتش خال درشت و نمايانى بوده و در كتف او علامت پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد . همراه با پرچم رسول خدا صلى الله عليه وآله كه از پارچه مخمل و چهار گوشى كه در آن سنگى قرار دارد قيام مىكند ، آن پرچم از زمان رحلت رسول الله صلى الله عليه وآله باز نشده وتا قيام حضرت مهدى عليه السلام نيز باز نخواهد شد . خداوند آنحضرت را به سه هزار فرشته يارى كرده كه از پشت سر و روبرو ، مخالفين آن حضرت را مىزنند ، سن آن حضرت هنگام قيام بين سى تا چهل سال خواهد بود ..

سقر بن رستم از پدرش نقل مىكند كه او گفته ولى آنرا به رسول الله ( ص ) نسبت نداده است : مهدى ( عليه السلام ) مردى است داراى ابروهاى بلند و باريك وچهرهء درخشان ،چشمهاى درشت ، از سمت حجاز مىآيد تا بر منبر دمشق بنشيند و او جوانى هيجده ساله است

حنان بن سدير ، از پدرش ، از جدش ، از ابو سعيد عقيصا روايت كرده كه گفت : امام حسن عليه السلام در پاسخ مردم كه به صلح آنحضرت اعتراض داشتند ، فرمود : واى بر شما ، چه مىدانيد كه من چه كردم . بخدا سوگند آنچه را كه انجام داده ام براى شيعيانم بهتر از همهء آنچيزهائى است كه خورشيد بر آنها تابيده وغروب كرده ، آيا نمىدانيد كه من امام شما بوده و اطاعت من بر شما واجب است ومن به تصريح رسول الله صلى عليه وآله يكى از دو سرور وآقاى جوانان بهشت مىباشم ؟ عرض كردند : آرى . . حضرت فرمود : آيا مى دانيد كه كارهاى حضرت خضر عليه السلام هنگاميكه كشتى را سوراخ كرد . وديوار را ساخت و نوجوانى را كشت ، باعث خشم وغضب حضرت موسى بن عمران شد ، زيرا حكمت آن اعمال بر او پوشيده بوده در حاليكه حكمت وصحت آنها نزد پروردگار روشن ومعلوم بود . آيا نمى دانيد كه هيچكس از ما نخواهد بود جز آنكه بيعت حاكم و طاغوت زمان بر گردن او مىباشد جز حضرت قائم عليه السلام كه روح الله عيسى بن مريم پشت سرش نماز خواهد گذاشت - خداوند متعال ولادت او را مخفيانه وشخص او را غائب قرار داده تا آنكه بيعت هيچكس بر عهده او هنگام قيام نباشد آنحضرت نهمين فرزند برادرم حسين      ( عليه السلام ) فرزند بهترين كنيزان مىباشد خداوند ، عمر او را در غيبت طولانى قرار داده سپس او را به قدرت خود به صورت جوانى كمتر از چهل سال ظاهرى مىسازد براى اينكه بداندخداوند بر هر چيزى توانا مىباشد .

ميراث انبياء در نزد حضرت

رسول اكرم صلى الله عليه وآله فرمود : مهدى عليه السلام از فرزندان من است ، او داراى غيبت وسرگرداني است كه در خلال آن امتها گمراه مىشوند ، با ذخيره واندوختهء انبياء عليهم السلام ظهور مىنمايد ، وزمين را پر از عدل و داد مى كند ، همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده است .

بو سعيد خدرى ، از جابر بن عبد الله انصارى ، از علي عليه السلام روايت كرده كه فرمود : مهدى " عليه السلام " از ذريه وفرزندان من است كه ميان ركن و مقام ظهور نموده وپيراهن ابراهيم وقبا ( رداء ) اسماعيل وكفن شيث " عليه السلام " را بر تن دارد كه شاهد آن فرمودهء پيامبر صلى الله عليه وآله مىباشد عيسى بن مريم از آسمان فرود آمده و همراه مهدى ( عليه السلام ) كه از فرزندان من است ، مىباشد بنابراين زمانى كه ظاهر شد ، او را بشناسيد . . . ..

يزيد بن أبي زياد ، از عبدالرحمان بن أبي ليلى ، از علي عليه السلام روايت كرده است كه مىفرمايد : من در خانهء أم سلمة خدمت پيامبر صلى الله عليه وآله بودم كه عده اى از اصحاب برآن حضرت وارد شدند از جمله سلمان وابوذ ومقداد وعبدالرحمان بن عوف . سلمان عرض كرد : اى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) براى هر پيامبرى وصى و دو سبط وجود دارد چه كسى وصى توست ودو سبط تو كيستند ؟ حضرت پس از لحظه اى سكوت فرمود : اى سلمان خداوند چهار هزار پيامبر را برگزيد ( شايد اصل حديث / 124000 يكصدوبيست وچهار هزار باشد همانگونه كه در روايات زيادى وارد شده است ) وبراى آنها چهار هزار وصى وجانشين وهشتهزار سبط ( نوه دخترى ) قرار داد ، سوگند به كسيكه جانم در دست اوست من بهترين انبياء وپيامبران وجانشين من بهترين جانشينان ودو سبط ونوهء من بهترين نوه ها هستند . . . ودر يك حديث طولانى پس از آنكه امامان اهل بيت خود را شمرد ، فرمود :هرگاه خداوند بخواهد،امام آنها از ايشان غايب خواهدشد و او دو غيبت داردكه يكى طولانى ترازديگرى خواهد بود .

آنگاه حضرت رسول ( صلى الله عليه وآله ) متوجه ما شد وبا صداى بلند فرمود : بر حذر باشيد زمانى كه فرزند پنجم از فرزندان امام هفتم از فرزندانم پنهان شود ، علي عليه السلام فرمود : گفتم : اى رسول خدا ( ص ) اين غيبت چيست ؟ حضرت فرمود : سكوت ، تا وقتى كه خداوند به او اجازه ظهور بدهد ، آنوقت از دهى در يمن كه به آن " أكرعة " مىگويند ظهور خواهد نمود ، عمامه اى بر سر دارد و زره مرا پوشيده وشمشير من ، ( ذوالفقار ) را بگردن انداخته ، منادى فرياد مىكند كه اين مهدى ( عليه السلام ) خليفه خداست از او پيروى نمائيد ، زمين را آكنده از عدل وداد مى نمايد همانگونه كه از ستم وظلم پر شده است واين هنگامى است كه در دنيا هرج ومرج باشد وبعضى ، بر برخى ديگر يورش ببرند ، وبزرگ بر كوچك وقوى بر ضعيف رحم ننمايد ، در اين هنگام است كه خداوند اجازه ظهور خواهد داد.

 

 
 
   

www.mahdinet.ir  E-Mail : info@mahdinet.ir   تمامي حقوق اين پايگاه متعلق به  مركز پژوهشي حضرت بقية الله است.

Copyright © 2007-2011 mahdinet designer: rasoolzohdi   E Mail:rasoolzohdi@Gmail.com