www.mahdinet.ir   ارتباط با ما بازگشت به صفحه اصلی فارسی  
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في كل الساعة وليا و حافظا و قاعداو ناصرا و دليلا و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا   www.mahdinet.ir  
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links

Google

       
   
   

 جنگهاي تمام عيار   

 

از كارهاى حتمى امام موعود عليه السلام جنگى تمام عيار با تمام انسان نماهاى خون آشام است . در آغاز آن انقلاب بزرگ ، جنگ در راءس همه كارها قرار دارد. اين موضوع در آيات به طور كلى و در احاديث به طور مشروح آمده است .

در مسئله جنگ ، ممكن است چنين انگاشته شود كه هدايت انسان و ساختن جامعه بشرى ، با دعوت اخلاقى و تربيت درست امكان پذير است و نيازى به خونريزى و جنگ نيست ؟

در پاسخ مى گوييم : مطالعه تاريخ بشرى - از روزى كه تاريخى بر جاى مانده است - و بررسى غمنامه سرگذشت انسان ، بخوبى اين واقعيت را آشكار مى سازد كه موانع راه رشد و تكامل انسان جز با قدرت و خونريزى از سر راه برداشته نمى شود، و تعاليم اخلاقى و اصول تربيتى هر چند تاءثيرهاى ژرف و گسترده داشته است ، ليكن اين تاءثيرها در برخى از افراد نجيب انسانى بوده است ، و در طبقه سلطه طلب و دنيادار و استثمارگر كه منابع قدرت اقتصادى ، سياسى و نظامى جامعه ها را در دست داشته اند و دارند يا هيچ تاءثيرى نداشته يا تاءثيرى تحول آفرين و دگرگونساز نداشته است . براى تربيت و هدايت آنان بايد عامل ديگرى به كار مى رفته است ، تا سدّ راه انسانها نگردند، و راه رشد را بر توده ها نبندند، تا همگان بتواند بى هيچگونه مانعى به راه رشد خويش ادامه دهند. از اين رو، مسئله جنگ و كاربرد نيرو، به عنوان يك ضرورت ، براى دستيابى به هدفهاى انسانى مطرح مى گردد. و بى ترديد انسان هر چه آرمانى و اخلاقى فكر كند و به اصلاح معنوى و تربيتى جامعه و انسان بينديشد، كاربرد نيرو را به عنوان يك راه و ابزار مقدماتى و اجتناب ناپذير نمى تواند از نظر دور بدارد. در غير اين صورت ، از حقيقت حوادث و واقعيتهاى زندگى گذشته و اكنون انسانى بى اطلاع است . بنابراين ، جنگ و خونريزى و قصاص و قتل ، تنها راهى است كه به صلح و آسايش و امنيت و حفظ جانها و تربيت نفوس رهنمون مى گردد و راه تربيت درست و اصلاح اخلاقى را باز مى كند، و موانع راه را بر مى دارد. جز از اين راه نمى توان امنيت اجتماعى و اقتصادى و سياسى در جامعه برقرار كرد و زمينه و شرايط محيطى و اجتماعى حيات معقول را فراهم آورد و جامعه را براى تلاش و كوشش آزادانه افراد آماده ساخت . 

اسلام با توجه به همين واقعيتها، جنگ را نه به عنوان هدف و آرمان ، بلكه به عنوان راه و وسيله براى تحقق هدف پذيرفته است .

در قرآن كريم آمده است :

(( و قاتلو هم حتى لا تكون فتنه و يكون الدين كله لله ...  ))

- با آنان نبرد كنيد تا ديگر فتنه اى نباشد و دين همه دين خدا، دين خدا گردد...

در راه هدف ارزشمند و انسانى نابودى فتنه ها و آشوبها به معناى وسيع آن بايد جنگيد. فتنه ، همه ناآراميها، و مزاحمتهاى اجتماعييى را در بر مى گيرد كه جامعه و مردم را از سير طبيعى خود باز مى دارد، و مشغوليتها و موانعى بر سر راهها مى نهد كه باز دارنده حركت اصلى انسانها است . چنين امورى بى ترديد مانع تربيت و رشد معنوى و مادى جامعه انسانى است و زدايش ‍ آنها، هدف از تجويز كشتار و جنگ است در منطق قرآن كريم .

تاريخ پيامبران نيز سرشار است از اين شيوه مبارزه و جهاد صفحات تاريخ از درگيريهاى انبيا عليه السلام آكنده است . هر جا جمعه اى بنياد شد و امتى پديدار آمد و پيامبرى به اداى رسالت برخاست و دعوتى آغاز كرد، درگيرى و پيكار نيز به ميان آمد و تضادها پديدار گشت . زيرا كه مراكز قدرت مالى و سياسى و نظامى و به تعبير قرآن كريم : ملا و مترفان و مستكبران براى حفظ منافع خود تمام توان و قدرت خويش را به كار مى گرفتند تا دعوت نو و آيين جديد حاكم نگردد. كمتر دورانى را مى يابيم كه به گونه اى اين درگيريها و كشمكشها ميان رهبران حق و عدالت و مدعيان و رهروان راه باطل و ستم رخ نداده باشد. بدينسان مى توان گفت كه صحنه هاى زندگى پيامبران ، تماشاگهى عظيم از نبردها، مبارزه ها، درگيريها، جهادها، مقاومتها و فداكاريهاست .

از اين رو پيامبر اسلام كه ((رحمة للعالمين )) است و اشاعه مكارم اخلاقى ((بعثت لاتمم مكارم الاخلاق )) شعار اوست ، 83 جنگ تدارك ديد، حتى با مخالفان داخلى نيرو بكار برد و در اين زمينه پيامى والا و الهى به بشريت داد و قانونى جاودانه عرضه كرد، و خط مشى همه مصلحان و عدالتخواهان و انسان دوستان را چنين ترسيم نمود:

((الخير كله فى السيف ، و تحت ظل السيف ، و لا يقيم الناس الا السيف و السيوف مقاليد الجنة و النار. ))

- تمام نيكى و خير در شمشير است و در زير سايه شمشير. و مردمان را جز شمشير راست نكند و شمشيرها كليدهاى بهشت و دوزخ است .

آن انسان شناس بزرگ كه انسان را در درون و برون و مجموعه تمايلات و خواسته هاى فردى و جمعى مى شناسد و نيازهاى روان و تن او را مى داند و راه سعادت و خوشبختى مادى و معنوى انسان برايش آشكار است ، درمان كردن دردها، و از ميان بردن زياده رويها، تجاوزكاريها و افزونخواهيها را با نيرو و كاربرد سلاح و در پرتو جنگ و جهاد امكان پذير مى داند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به عنوان آموزگار اخلاق و مربى بى همتاى بشريت ، تمام نيكها را در سايه شمشير و با كمك جهاد و جنگ و نيروى نظامى تحقق پذير مى شناسد و جنگ را تنها راه در بسيارى از موارد براى پيدايى آرمانهاى صلح جويانه و اخلاقى و انسانى مى شمارد. پيامبر انسان شناس ‍ مى داند كه انسانهاى دژخيم شده كه حد و مرزى براى خواسته هاى خود قائل نيستند جز با شمشير به حق تن نمى دهند و جز با جنگ و قتل و قصاص از خيانت و جنايت و كشتار مظلومان و غصب حقوق محرومان و استثمار حقوق مردمان و ديگر بيدادگريها دست بر نمى دارند و تنها چاره اين همه بيداد و ظلم و زور در سايه شمشير نهفته است .

امام باقر عليه السلام نيز در تبيين اين ضرورت در جامع بشرى چنين فرموده است :

((الخير كله فى السيف و تحت السيف و فى ظل السيف ... ان الخير كل الخير معقود فى نواصى الخيل الى يوم القيامة .))

- تمامى نيكها در شمشير و زير شمشير و در سايه شمشير نهفته است ...

نيكى ، همه نيكى ، به پيشانى اسبهاى پيشتاز (ميدانهاى جنگ ) گره خورده است تا روز قيامت .

كليت تعبير ((خير))، تكامل معنوى رشد اخلاقى و تربيت انسانى را شامل مى گردد، يعنى مربيان و جامعه و انسان و آموزگاران اخلاق نيز بايد براى رفع موانع تربيت انسان و اصلاح اخلاق و رفتار او، در موارد لازم از شيوه قهرآميز (جنگ ) استفاده كنند وگرنه حاصل كوششهايشان به دست سلطه طلبان اجتماعى و زر بدستان زورمدار از ميان مى رود، و هر چه تلاش ‍ كنند كه جامعه را و نسل را از تجمل گرايى ، مصرف زدگى و شهوتبارگى برهاند سرمايه داران و حكومتهاى حامى ايشان ، با تبليغات گسترده و از راه تعليم و تربيت و ديگر منابع تاءثير گذار توده هاى مردم را منحرف مى كنند و به مصرف كالاهاى تجملى و توليدات كارخانه داران تشويق مى نمايند، و به دنبال خود به گرايشهاى فاسد و لذت پرستيهاى تباهگر و ضد اخلاق مى كشانند، و جامعه و مردم را بدانسان مى سازند كه خود هستند اين موضوع امروز در سطح جهان خوب نمايان است و راه و روش توده هاى ناآگاه و اسير بمب بارانهاى تبليغى مشخص است كه به كدام سوى است و داراى چه معيارهايى است . اكنون در برابر اين سيلهاى بنيان كن ، مربيان و مصلحان اخلاقى چگونه به كارى كارستان مى توانند دست يازيد. اين است كه حاصل كوششهاى ايشان به بى حاصلى مى انجامد. پس به عنوان يك ضرورت براى اصلاح اخلاقى و گسترش معيارهاى تربيتى درست ، نخست بايد به پيراستن محيط بپردازند و اين كار جز در پرتو نيرو و كاربرد سلاح امكان پذير نيست .

بنابراين با گذشت دورانهاى طولانى فساد و بيداد در تاريخ انسان و پس از آن جنايتها و خيانتها كه در راه نفى سامانيابى زندگى انسان به دست گروهى اندك انجام گرفت ، و پس از انبوه ستمها كه به اكثريت جامعه انسانى روا داشته شد، و فجايع و تبهكاريهاى اقليتهاى خون آشام همواره بدون پاسخ و قصاص ماند، و مانع عملى شدن هر برنامه و تحولى در راه تربيت فردى و تصحيح روابط انسانى گرديد، و پس از اينها همه ، اكنون يك مصلح انسان دوست و انسان شناس و واقع نگر اگر پايان فاجعه اسفناك ستمبارگى و فساد و استثمار و ديو سيرتى را در نظر دارد، و به اجراى دقيق و كامل عدالت اخلاقى و اجتماعى مى انديشد، چاره اى جز اين ندارد كه موانع را از سر راه بردارد، و هيچگونه مجال و فرصتى ندهد تا خون آشامان تاريخ ديگر بار تجديد قوا كنند و در برابر اين آخرين قيام عرض اندام نمايند يا با تغيير چهره در صفوف اصلى آن نفوذ كنند و مسير آن را منحرف سازند و آرمانهاى آن را نخست كم رنگ كنند و سپس به فراموشى سپارند. مصلح نهايى در اين دوره همه موانع راه را با قدرت نابود مى كند، و متناسب با عظمت و بزرگى كار و هدفى را كه در نظر دارد مبارزه و جهادى عظيم و گسترده تدارك مى بيند. و چون اجراى عدالت اجتماعى دقيق و واقعى كه از عالم حرف و وعده بگذرد و به عينيت خارجى برسد و برقرارى حاكميت مستضعفان و قطع دست مستكبران مالى و سياسى و نظامى و كار زدن آنان از كليه مراكز قدرت اجتماعى ، كارى بس عظيم و بزرگ است و نابودى تمام منابع قدرت اجتماعى و اقتصادى و سياسى و نظامى را در گامهاى نخست لازم دارد، و اين چنين انقلابى ، بسادگى و بدون كارشكنيهاى بزرگ و مخاطره آميز و ويرانگر انجام نخواهد يافت بنابراين تنها با حركت نظامى و نبردهاى بزرگ مى توان به مقصد اصلى دست يافت و چون هدف هر چه والاتر و بزرگتر و جهانى تر باشد مبارزه و جهادى بزرگتر و خستگى ناپذيرتر لازم دارد و هدف از قيام و انقلاب امام قائم عليه السلام عظيم ترين آرمان و هدفى است كه همه پيامبران و مصلحان دلسوز در سر داشتند از اين رو اين قيام همراه مبارزه جهادى عظيم تر و خروشان از همه درگيريها و جهادهاى حق طلبانه تاريخ خواهد بود.

تعبيرهاى كوبنده احاديث در ترسيم اين حركت امام منجى چنين است :

امام على عليه السلام :

((... بابى ابن خيرة الاماء يعنى القائم عليه السلام من ولده يسومهم خسفا و يسقيهم بكاس مصبرة و لايعطيهم الا السيف هرجا...  ))

پدرم فداى فرزند بهترين كنيزان (مقصود امام قائم عليه السلام است )

(ظالمانه و بدكاران را) خوار و ذليل خواهد كرد، و جام زهرآگين به كامشان خواهد ريخت و با شمشير و كشتارى فراگير با آنان برخورد خواهد نمود.

امام باقر عليه السلام :

((... ان فى القائم من آل محمد عليه السلام شبها من خمسة من الرسل ... و اما شبهه من جده المصطفى صلى الله عليه و آله فخر وجه بالسيف و قتله اعداء الله و اءعداء رسوله صلى الله عليه و آله و الجبارين و الطواغيت ، و انه ينصر بالسيف و الرعب ...  ))

-... قائم آل محمد عليه السلام شباهتهايى با پنج تن از پيامبران دارد... اما شباهت او به جد خود (پيامبر اكرم ) قيام با شمشير است و كشتن دشمنان خدا و پيامبر و جباران و سركشان ، او با (نيروى ) شمشير و (نيروى ) ترس ، (كه در دل جباران افكنده مى شود) مدد مى گردد.

امام صادق عليه السلام :

(( مفضل بن عمر قال : ساءلت ابا عبدالله عليه السلام عن قول الله - عزوجل - ((و لنذيقنهم من العذاب الادنى دون العذاب الاكبر)).

قال : الادنى غلاء السعر و الاكبر المهدى بالسيف .  ))

مفضل مى گويد:

از امام صادق عليه السلام معناى اين آيه را پرسيدم : ((و عذاب نزديك را پيش از عذاب بزرگتر به ايشان بچشانيم ))، فرمود: عذاب نزديك ، گرانى نرخهاست و عذاب بزرگتر قيام (حضرت ) مهدى با شمشير است .

امام صادق عليه السلام :

((- فى قوله تعالى : ((يعرف ا لمجرمون بسيماهم )) قال : الله يعرفهم ولكن نزلت فى القائم ، يعرفهم بسيماهم ، فيخبطهم بالسيف هو و اءصحابه خبطا.  ))

در تفسير اين آيه قرآن :

((بدكاران از سيما شناخته مى شوند)) گفت :

خدا آنان را مى شناسد، وليكن اين آيه درباره قائم نازل شده است كه مجرمان را از سيما مى شناسد و او و يارانش آنان را با شمشير مى كوبند.

شمشير امام مهدى عليه السلام بر سر مجرمان فرود مى آيد، و در آن دوران ايشان راه فرارى ندارد و با نفوذ در مراكز قدرت و قضاوت جامعه نمى توانند خود را بيگناه و بيگناهان را مجرم نشان دهند، آن روز چونان روز رستاخيز است كه رنگ رخساره خبر مى دهد از سر ضمير، بويژه شيوه عمل امام مهدى عليه السلام و ياران طراز اول آن امام بزرگ كه ماءمورند به علم باطن عمل كنند تا راه گريزى براى تبهكاران خونريز و خون آشام نماند.

بنابراين :

((او مى كشد، خونخواران را، كه تا پيش از ظهور او خود مشغول آدمكشى و خونخوارى بودند، و سر سوزنى به كشته شدگان خود نمى انديشيدند، و لحظه اى به آنهمه خون ناحق كه ريخته بودند فكر نمى كردند. او اين جانيان را مى كشد.

از شمشير مهدى ، براى خون آشامان پست ، و درندگان متمدن ، و ابرقدرتان نا انسان ، خون و مرگ مى بارد، و براى انسانيت درد كشيده خرد شده رحمت و حيات .

شمشير مهدى ، سيف الله است ، سيف الله المنتقم .

شمشير مهدى شمشير انتقام از همه جانيان است ، در طول تاريخ ))

بى ترديد، جنگى با اين گستردگى و توفندگى و درگيرى با همه پايگاههاى سلطه و قدرت در جهان ، بويژه با توجه به عمق و گستردگى روز افزون قدرت اقتصادى و نظامى سلطه گران ، مشكلات فراوانى در پى خواهد داشت ؛ زيرا كه امام برنامه هاى خود را - بطور كلى - از راه عادى و در چهار چوب مهيارها و سنتهاى طبيعى (نه ماوراى طبيعى و غيبى مگر در مواردى خاص ) اجرا مى كند، پس بايد دستيارانى ويژه داشته باشد، دستيارانى نستوه و خستگى ناشناس كه در بعد بدنى و روحى ، شايستگى لازم براى تحمل چنين مبارزات را در جريان بحرانى جهانى و دگرگونساز داشته باشند.

بنابراين ، پيش از دست زدن به چنين اقدام بزرگ ، تدارك نيروهاى لازم و كار آمد و متناسب با عظمت حركت و اقدام ضرورتى است اجتناب ناپذير. براى همين است كه دستياران اصلى قيام و انقلاب ، در دوران پيش از ظهور، به هدايت عام و خاص حضرت مهدى عليه السلام تربيت مى شوند، و در ابعاد وجود انسانى ، رشد لازم را مى يابند تا توان شركت در انقلاب سترگ و قيام عظيم و بيمانند را داشته باشند. كار گزاران اصلى آن انقلاب بخوبى باور دارند كه مشكلات عظيم جهان بشرى بسادگى حل نمى گردد و ظلمها و بيداد گريهايى كه در طول تاريخ در پهنه زمين ريشه دوانده است ، بآسانى از ميان برداشته نمى شود، بلكه رنجها و فداكاريهاى فراوان لازم دارد تا نظام نو بر كل جهان حاكم گردد و همه نظامهاى ستم پيشه پيشين زوال پذيرد.

آموزشهايى در دوران طولانى پيش از ظهور به همه منتظران بويژه هسته هاى اصلى انقلاب امام مهدى عليه السلام داده شده است ، تا آمادگى براى تحمل دشواريهاى بسيار سنگين را در خود بوجود آورند، و اين موضوع را از ذهنها بيرون كنند كه انقلاب امام منجى بسادگى پديد مى آيد، و با راحتى و بدون درگيرى و خونريزى ، همگان به نعمت و آسايش و رفاه مى رسند. آرى دوران فراوانى نعمتها و رفاه و آسايش و دستيابى به همه حقها و حقوقها و تصحيح روابط انسانى و هزاران آرمان انسانى ديگر در پيش است ، ليكن نه در آغاز كار و روزهاى نخستين انقلاب و قيام . درس آموزان راستين اين تعاليم ، مؤ منانى هستند كه در دوران ظلمت پيش از ظهور، در خود چنين رسالتى را احساس كرده اند، و خويشتن را براى انجام آن رسالت عظيم آماده ساخته اند.

امام باقر عليه السلام :

((بشير النبال : قلت لابى جعفر عليه السلام : انهم يقولون اءن المهدى لو قام لا ستقامت له الامور عفرا، و لايهريق محجمة دم ، فقال : كلا والذى نفسى بيده لو استقامت لا حد عفوا لا ستقامت لرسول الله صلى الله عليه و آله حين ادميت رباعيته ، و شج فى وجهه ، كلا، و الذى نفسى بيده ، حتى نمسح نحن و اءنتم العرق و العلق . ثم مسح جبهته .  ))

بشير نبال مى گويد:

به خدمت امام باقر عليه السلام عرض كردم مردم مى گويند: مهدى كه قيام كند، كارها خود بخود درست مى شود، و به اندازه يك حجامت ، خون نمى ريزد. فرمود: هرگز چنين نيست ، به خداى جان آفرين سوگند اگر قرار بود كار، براى كسى ، خودبخود درست شود، براى پيامبر صلى الله عليه و آله درست مى شد، با اينكه دندانش شكست ، و صورتش شكافت . هرگز چنين نيست كه كار خود بخود درست شود. به خداى جان آفرين سوگند كار درست نخواهد شد تا اينكه ما و شما در عرق و خون غرق شويم .

امام صادق عليه السلام :

(( مفضل بن عمر قال : سمعت ابا عبدالله عليه السلام و قد ذكر القائم عليه السلام فقلت : انى لارجو ان يكون امره فى سهوله فقال : لايكون ذلك حتى تمسحوا العلق و العرق .  ))

- مفصل بن عمر مى گويد: نام قائم عليه السلام در نزد امام صادق عليه السلام برده شد، من گفتم : اميدوارم كه كار آن امام به آسانى انجام پذيرد. حضرت فرمود: چنين نخواهد شد مگر اينكه شما در عرق و خون غرق شويد (يعنى در آغاز رنج و زحمت و درگيرى خواهد بود).

ياران امام در اين پيكار بزرگ ، در درجه نخست 313 تنند، كه در روايات فراوانى از آنان سخن رفته است . ايشان انسانهايى خود ساخته و دريادلانى مجهز به سلاح معنوى و مادى هستند، كه در بعد جسمانى نيرومند و پر توانند، و در بعد معنوى داراى قدرت اراده اى نافذ كه بر انبوه مشكلات فايق مى آيند، و خواسته هاى پيشواى خويش را بى كم و كاست تحقق مى بخشند، و بدون مجامله و سازش و نرمش و ضعف و ترس ، حق دقيق و عدل صريح را در عينيت جامعه شكل مى دهند.

رهبران بزرگ ، هر چند نيرمند و برتر و متعالى باشند، دستيارانى نيز لازم دارند. و اين ياران و دستياران در پيشبرد اهداف پيشوا نقشهاى موثرى خواهند داشت و دستياران امام مهدى عليه السلام ، ذخيره اى الهيند براى آن انقلاب بزرگ ، و - مستقيم يا غير مستقيم - تربيت يافته خود امام مهدى عليه السلام هستند. از اينرو، در انديشه و عمل و امور باطنى و روحى ، در چار چوب معيارهاى مهدوى عليه السلام و همسوى پيشواى خويش ‍ حركت مى كنند، و چون معيارها و اصول كار امام مهدى عليه السلام را نيك مى شناسند و در آن ترديد و ابهامى ندارند، در اجرا نيز استوار و كوبنده و دور از هر گونه سستى و سازشكارى عمل مى كنند (و چون خود زاهدند و اهل دنيا يا علاقه به تعلقات دنيا نيستند مى توانند كار اهل دنيا را درست كنند).

وجود اين عده از برگزيدگان و نخبگان در آغاز كار براى يارى رسانى به آن امام بزرگ ، از موفقيتهاى نخستين است . اينها به تعبير روز تئوريسين هاى انقلابند در بعد انديشه ، و در بعد عمل رزمندگان و مجاهدانى هستند كه ايمان قلبى و قدرت بدنى كافى براى ميدانهاى نبرد را دارند. اين ياران از برنامه هاى انقلاب كاملا آگاهند و اسلام را چنانكه بايد - و بد انسان كه مفسر واقعى آن حضرت مهدى عليه السلام تفسير مى كند - مى شناسند، و در همه زمينه هاى تبيين خطوط ايدئولوژى اسلامى تنها از امام و پيشواى خود الهام مى گيرند، و هر راءى و نظرى را كه با نظر و راءى امام خود سازگار نباشد بى بيم زير پا مى گذراند. 

استوارى و پايمردى و نستوهى امام و يارانش در آن نبردهاى رهايى بخش ‍ چنين توصيف شده است :

امام باقر عليه السلام :

(( كان يقراء: ((بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باءس شديد )) ثم قال : و هو القائم و اءصحابه اولى باءس شديد.  ))

- امام اين آيه را مى خواند: ((گروهى از بندگان خويش را كه جنگاورانى زورمند (و پر صلابت ) بودند بر سر شما فرستاديم )) سپس گفت : اين كسان (بندگان جنگاور و پر صلابت ) امام قائم و ياران اويند كه جنگاور و پر صلابتند.

ياران امام موعود عليه السلام نستوهانى استوارند كه هيچ نيرويى در برابر اراده هاى آنان تاب مقاومت ندارد. و براى همين سرشت والا، ((سپاه خشم )) ناميده شده اند. 

امام صادق عليه السلام :

((ماكان قول لوط عليه السلام لقومه ((لو ان لى بكم قوه او آوى الى ركن شديد))  الا تمنيا لقوة القائم المهدى و شدة اصحابه و هم الركن الشديد، فان الرجل منهم يعطى قوة اربعين رجلا و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحديد، لومروا بالجبال الحديد لتد كد كت ، لايكفون سيوفهم حتى يرضى الله - عزوجل .  ))

- سخن لوط عليه السلام (پيامبر) به قومش : ((اى كاش در برابر شما قدرتى مى داشتم يا به تكيه گاهى استوار پناه مى بردم ))، نبود جز آرزوى قدرت امام قائم و سر سختى ياران او كه آنان ((ركن شديد: پايه استوارند))، زيرا كه به يك تن از آنان نيروى چهل تن داده مى شود، و قلب هر يك از آنان سخت تر از پاره آهن است . اگر بر كوههاى آهن بگذرند متلاشى گردد. آنان شمشيرها را در نيام نمى برند تا (بااجراى احكام خدا)، خداى بزرگ خشنود گردد.

امام سجاد عليه السلام :

((اذا قام قائمنا عليه السلام اذهب الله - عزوجل - عن شيعتنا العاهة ، و جعل قلوبهم كزبر الحديد، و جعل قوه الرجل منهم قوة اربعين رجلا و يكونون حكام الارض و سنامها.  ))

- هنگامى كه قائم قيام كند، خداوند هر عيب و نقصى را از شيعيان بر طرف مى كند، و دلهاى آنان را چنان پاره هاى پولاد مى گرداند. قدرت هر مرد از آنان را، به اندازه قدرت چهل مرد قرار مى دهد. و آنگاه آنان حاكمان و فرمانروايان زمين خواهند بود، و سران بزرگوار جهان .

پس از اين گروه گزيدگان و نخبگان كه كار گزاران اصلى آن حركت عظيم هستند، نوبت به ياران درجه بعد مى رسد كه اينان نيز انسانهايى بيم نشناخته و نستوهانى استوارند، كه فرمانبرى از فرماندهان خويش را بر همه چيز مقدم مى دارند - ايشان خود را چنان ساخته اند كه رنج خستگى و سختى نمى شناسند و استوارى و تاب و توان لازم براى اجراى برنامه ها و روشهاى امام را دارند. از اين گروهها كه در شمار بسيارند نيز در احاديث سخن رفته است :

امام باقر عليه السلام :

((... فاذا اجتمع اليه العقد و هو عشرة الاف رجل خرج ...  ))

-... آنگاه كه ده هزار نفر نزد او گرد آيند (از محل اوليه قيام ، به سوى ديگر سرزمينها) حركت خواهد كرد.

امام صادق عليه السلام :

(( ساءل رجل من اهل الكوفة ابا عبدالله عليه السلام : كم يخرج مع القائم فانهم يقولون انه يخرج معه مثل عده اهل بدر ثلاثماءة و ثلاثة عشر رجلا. قال : ما يخرج الا فى اولى قوة ، و ما يكون اولو القوه اقل من عشرة آلاف ))

- مردى از كوفيان ، از امام صادق سؤ ال كرد: چند نفر با (امام ) قائم قيام مى كنند، چونكه مى گويند: با او به تعداد (اصحاب پيامبر اكرم در) جنگ بدر قيام مى كنند، يعنى 313 تن . امام فرمود: قيام نمى كند مگر با گروهى نيرومند، و گروه نيرومند كمتر از ده هزار نفر نيستند.

امام جواد عليه السلام :

((... فاذا كمل له العقد و هو عشرة آلاف رجل خرج باذن الله - عزوجل - فلا يزال يقتل اءعداد الله حتى يرضى الله - عزوجل -  ))

- آنگاه كه عدد (منظور) كامل شد يعنى ده هزار نفر، باذن خداى بزرگ قيام مى كند، و بى درنگ به كشتار دشمنان خدا (و دين خدا) دست مى يازد، تا خداى بزرگ خشنود گردد.

قيام امام مهدى عليه السلام ، با 313 تن افراد مخصوص و مشخص آغاز مى گردد، ليكن تهاجم براى گسترش قيام و انقلاب به ديگر نواحى جهان و آزادى ملتهاى دربند، پس از گرد آمدن ده هزار نفر آغاز خواهد شد و ترديد نيست كه بتدريج بر اين گروه نيز افزوده خواهد گشت ، و آزادگان وارسته ديگرى صحنه به صحنه به اين ارتش خدايى خواهند پيوست . و به گفته علامه مجلسى : ((ياران آن امام محدود در 313 تن نيستند، بلكه اين گروه در آغاز قيام نزد او حضور مى يابند )). 

امام صادق عليه السلام :

((... و يقيم بمكة حتى يتم اءصحابه عشرة الاف انفس ثم يسير منها الى المدينه ...  ))

... در مكه (پس از ظهور) اقامت مى گزيند تا يارانش به ده هزار نفر برسند، آنگاه از مكه به سوى مدينه حركت مى كنند...

بنابرين ، راه و روش امام در تدارك اين سپاه الهى از نظر كمى و كيفى بدينسان است كه جنگاوران و پيكارگران در آن جهاد بزرگ انسانهاى تربيت شده و تكامل يافته اى هستند كه در عدد و شماره نيز اندك نيستند و هر چه دامنه جهاد و درگير گسترده تر شود.، گروهاى ديگرى به اين جريان مى پيوندند و چنانكه ياد كرديم تكليف بر دوش گروهى محدود نيست ، بلكه اين رقمها براى پيكارهاى نخستين است و پس از آن چون مبارزه و جهاد گسترش مى يابد دامنه جنگ و شمار جنگاوران نيز افزايش مى يابد، زيرا كه از نظر نيروهاى انسانى و ابزار جنگ بايد در سطحى باشند كه در برابر تكنيكهاى پيشرفته جنگى و مبارزه گسترده و عميق دشمنان پيروزمند بيرون آيند. از اين رو در احاديث دستور آمادگى نظامى داده اند، براى شركت در آن دوره و نبردهاى سنگين آن . افزون بر اينكه در تكليف انتظار كاملا اين معنا نهفته است كه منتظران بايد براى مبارزه و شركت در آن جهاد بزرگ الهى آمادگى داشته باشند.

امام صادق عليه السلام :

(( ليعدن احد كم لخروج القائم عليه السلام و لو سهما فان الله تعالى اذا علم ذلك من نيته رجوت لان ينسى فى عمره حتى يدر كه (فيكون من اءعوانه و انصاره  ))

- بايد هر يك از شما براى خروج قائم اسلحه تهيه كند اگر چه يك نيزه چون وقتى خداوند ببيند كسى به نيت يارى مهدى اسلحه تهيه كرده است ، اميد است عمر او را دراز كند تا ظهور را درك نمايد و از ياوران مهدى باشد (يا براى اين آمادگى به ثواب درك ظهور برسد).

در تشكيل هسته اصلى آن پيكار بزرگ و جهاد مقدس ، زنان نيز نقش دارند و طبق تعبير برخى از احاديث حدود پنجاه زن از ياران اصلى امام و همراه هسته مركزى آن قيام و همراه 313 تن مى باشند. اين موضوع دو نكته را روشن مى سازد:

1- زنان كه در طول تاريخ از حقوق خويش محروم بودند و شخصيت آنان تحقير گشته بود، در دوران آن انقلاب بزرگ شخصيت واقعى خويش را باز خواهند يافت ، و به عنوان كاگزاران اصلى تحول عظيم در جامعه جهانى شركت خواهند داشت . اين موضوع اهميتى ويژه دارد كه ارزش واقعى و پايه قدرت و توانمندى نوع زن و ارزشيابى استعدادهاى او را در صورتى كه خود را ساخته باشد مشخص مى سازد.

2- زنان اگر در جهاد و رويارويى مستقيم شركت نكنند در ديگر پستها و مسؤ وليتها و سازندگيها مى توانند مشاركت داشته باشند همچنين در گسترش فرهنگ اسلامى و تبيين خطوط اصلى دين و آموزش معارف الهى و جايگزين ساختن معيارها و اصول انقلاب مهدى عليه السلام مى توانند كار آمد باشند و نقشهاى اصلى و اصولييى را بر عهده گيرند و از اصل جهاد و جنگ كه گذشت در مسائل پشت جبهه و ديگر مسائل اجتماعى و فرهنگى و تربيتى مى توانند نقشى سازنده داشته باشند.

امام باقر عليه السلام :

(( و يجبى و الله ثلاثماة و بضعة عشر رجلا فيهم خمسون امراة .. ))

اين موضوع والايى مقام زن و حد بالاى رشد و تكامل زنان را روشن مى ساز. اثر تربيتى اين موضوع مهم در جامعه كنونى كه جامعه منتظر است مى توانند به خود آيى زنان و بازشناسى توان رشد و بازيابى شخصيت آنان باشد براى شركت در آن دگرگونى و انقلاب بزرگ و جهانى . زنان از هم اكنون بايد با معيارهاى دقيق اسلامى و اخلاقى شخصيت خود را بسازند و در بعد علم و عمل تكامل يابند و بدانند كه هم تاكنون و در آينده مسئوليتهاى بزرگى بر عهده دارند و در آينده نقشهاى اصولى ترى را به انجام خواهند رسانيد پس ناگزير از هم اكنون به شناخت دقيق و درست اسلام بپردازند و در تربيت خويش بكوشند تا پيش از ظهور در جامعه زنان منتظر قرار گيرند و در دوران ظهور شايستگى شركت در آن حركت بزرگ و كمك رساندن به داعى حق را داشته باشند.

       عصرندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام      محمد حكيمي

 
 
   

www.mahdinet.ir  E-Mail : info@mahdinet.ir   تمامي حقوق اين پايگاه متعلق به  مركز پژوهشي حضرت بقية الله است.

Copyright © 2007-2011 mahdinet designer: rasoolzohdi   E Mail:rasoolzohdi@Gmail.com