Skip Navigation Links
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links



 

   
   

ساشادينا، و کتاب مهدويت

 
 

 

تصور مي شود که اين کتاب در حال حاضر به عنوان راهنماي مرجع براي دانشجويان دانشگاههاي امريکا به کار ميرود. اگر بيم آن هست که اين کتاب سبب گمراهي شود، بهتر نيست که از دور خارج شود يا نسخه اصلاح شده جايگزين آن گردد و پاراگرافهايي که ممکن است در خوانندگان تاثير کرده و سبب گمراهي آنها گردد، حذف شوند؟ آيا کنار گذاشتن اين کتاب ممکن است به بروز مشکلات حقوقي در آمريکا بينجامد يا برعکس سبب جلب توجه بيشتر به آن ميشود؟
- اين ادعا براي هشدار به افرادي از انجمن ما که آگاهي کمتري از دانشگاه و واحدهاي درسي آن دربارة اسلام دارند، مطرح شد. اميدوارم اين گونه افراد که در انتشار چنين اطلاعات غلطي دست دارند، به تحقيقات لازم دربارة دانشگاههاي جهان غرب بپردازند و برنامة درسي علوم ديني و اسلامي را بررسي کنند. سپس به نتايج معتبر و قانع کنندهاي در اين زمينه دست يابند که چه کتابهايي به عنوان "راهنماي مرجع" براي مطالعة اسلام شيعي به کار ميروند. مسالهاي که باقي ميماند اين است که هيچ شاهدي مبني بر تاييد چنين تصوري دربارة مهدويت در اسلام وجود ندارد. اين راه ديگري است که به انجمن ما - که معمولاً هيچ دسترسياي به آمار يا برنامة درسي به کار گرفته شده براي تدريس واحدهاي اسلامي در دانشگاههاي امريکا ندارند- بگويند که اين کتاب، صدمة زيادي به اسلام و شيعه وارد کرده است. انجمن ما بايد بداند که اسلام شيعي به عنوان يک درس، در اکثر برنامههاي مربوط به علوم اسلامي تدريس نميشود.
اخيراً دکتر سجادپور (از هيأت مبلغان ايران در سازمان ملل) از من پرسيد که آيا ميتوانم مقدمهاي ساده و معتبر بر اسلام شيعي بنويسم که بتواند جايگزين کتاب معجم مؤمن با عنوان درآمدي بر اسلام شيعي گردد؟ اين کتاب به طور گستردهاي در واحدهاي درسي عمومي اسلامي به کار مي‌رود. مومن، پزشک متخصص بهايي است که کتاب او را انتشارات معروف دانشگاه ييل چاپ کرده است. اين کتاب به طور گستردهاي در واحدهاي درسي اسلامي به کار ميرود و در آثار دانشمندان غرب به آن استناد ميشود. کتابهاي ژورناليستي فراواني دربارة شيعه در آمريکا و اروپا براي خوانندگان عمومي تحصيل کرده وجود دارد. اميدوارم انجمن ما تمام کتابهايي را که امروزه در بازار موجود است مطالعه کند و ببيند آيا مهدويت در اسلام است که ميتواند به شناخت اسلام شيعي لطمه بزند يا ساير کتابهايي که يهوديان، مسيحيان و بهاييها نوشته اند؟
آگاه شدم شما اخيراً ترجمة کتاب امام مهدي، رهبر عادل جهان را به درخواست آيت‌الله ابراهيم اميني به پايان رسانده ايد. موضوع اصلي اين کتاب چيست؟ آيا درست است که در بخش مقدمة مترجم، از کتاب مهدويت در اسلام دفاع کرده‌ايد؟
- من معمولاً کارهاي ترجمه انجام نميدهم؛ زيرا بيشتر به تحقيق تازه و بديع علاقهمندم؛ اما زماني که آيت‌الله اميني ترجمة اين کتاب را به من پيشنهاد کردند، گفتم ابتدا آن را مطالعة ميکنم تا ببينم آيا چيزي هست که مورد علاقه مسلمانان انگليسي زبان باشد. با مطالعة اين کتاب، آن را منطقي و قانع کننده يافتم. اين کتاب در موارد بسياري، برخي ايدهها و داستانهاي معروف دربارة امام دوازدهم(ع) را -که حتي ميان مردم ما رايج است- زير سؤال ميبرد.
مهمتر اينکه به انتقادهاي اهل تسنّن دربارة اين عقيده ها پاسخ ميدهد. به همين دليل، ترجمة آن را بر عهده گرفتم. ضمناً فرصتي براي من بود تا عقيده خود را دربارة اين کتاب و نتايج دانشگاهي خود را دربارة باور شيعة به مهدي بازگو کنم.
اما، تمام گفته هاي و نوشته هاي مرا مي پيچانند و آنها را دفاع از کتاب خود و سوء نيت من تلقي ميکنند. مقدمه اي که من بر ترجمة کتاب امام مهدي نوشته ام، نمونه اي از همين مسأله است. در اين مقدمه، من فقط روش کتاب ايشان را با روش کتاب خودم مقايسه کرده و تصريح نمودهام که نتيجه گيري هر دو کتاب مؤيد ايده عدالت در قرآن از راه ظهور حاکم عادل در آخرالزمان است.
به هر حال در مهدويت در اسلام من فقط به مقدمه بسنده نکرده ام. يک نتيجه گيري هم در پايان کتاب آوره ام تا با ظريفترين شيوه اي که يک فرد دانشگاهي ميتواند، عقيده شخصي خود را مطرح کنم. به طور کلي، همکاران من- از مسلمان و غير مسلمان - رويکرد من بر مهدويت در اسلام را تحسين کرده و حاکي از همدردي دانسته اند که اين موضوع به دليل آنکه عينيت کمتري دارد، معمولاً مورد انتقاد قرار ميگيرد.
اکنش عمومي نسبت به کتاب خود را چگونه توصيف ميکنيد؟
- دو نوع واکنش نسبت به کتاب من انجام گرفته است: آگاهانه و هوشمندانه وديگري ناآگاهانه و سياسي. واکنش آگاهانه و هوشمندانه، بر اساس مطالعة کتاب و درک بافت دانشگاهي و محدوديتهاي آن بوده است. اين واکنش به سبب رويکرد آن بر مطالعة باور ديني، گاه منتقدانه و بلکه توأم با همدردي است. واکنش ناآگاهانه و سياسي براساس برخي انگيزه هاي پنهان افرادي است که تنها به ويژگيهاي منفي کتاب توجه ميکنند، تا مانند پيراهن عثمان در زمان خلافت امام علي بن ابي طالب از آن بهره ببرند و سبب بدنامي و لطمه زدن به فردي مانند من شوند. فردي که اين انجمن، کاملاً به عشق او به دين خود و انجمن آگاه است. شايد بيم آن دارند که من نامزد رهبري انجمن شده و به سبب صداقت، درستي و علم خود به عنوان شخص مهمي ظاهر شوم. همين جا به اعضاي انجمن خود اطمينان مي دهم که من کاري به سياست ندارم. هيچ چيز نميتواند مرا وادار کند که از جايگاه کنوني خود- که به واسطه آن، خدمتگزار پروردگار و جامعه خود هستم- صرف نظر کنم.
در پايان، با نگاهي به چشم انداز واکنش نسبت به کتاب شما، آيا تصور نميکنيد که به هر حال، اگر اين کتاب را ارائه نکرده بوديد، بهتر بود؟
- در واقع من خدا را سپاسگزارم که فرصتي به من عطا فرمود تا با پژوهش و نوشتن، مطالبي را بياموزم. هر مرحله از يادگيري، همراه رشد و بلوغ است. اگر اين کتاب را- هر چند که در برخي موارد، ناقص و داراي خطا است، ننوشته بودم، به بلوغ فکري و کمال در ايمان به خدا دست نمي يافتم. از زماني که اطرافيان، به من بي مهري کردند (والبته تنها با من چنين نکردند) هرگز تا اين اندازه نزديکي به خداوند و حضور دائم امام زمان(ع) در زندگي حقير خود را احساس نکردهام.
من از تمام افرادي که در انجمن، با حسن نيت، کتاب مرا ارزيابي کردند و بدين وسيله به من گفتند که تا چه اندازه نيازمند يادگيري بيشتر هستم، سپاسگزارم. از خداوند بخشنده و مهربان ميخواهم در سفر به سوي غايت زندگي (يعني جهان آخرت) مرا ببخشايد. توکل من تنها به خداوند است و تنها از او ياري مي‌طلبم.
به سبب هر گونه ناراحتي اي که با گفتار يا نوشتار خود براي کسي ايجاد کرده باشم، به درگاه او توبه ميکنم.
اجازه دهيد اين مصاحبه را با درخواستي از خواهران و برادران خود در انجمن خاتمه دهم: زمان آن فرا رسيده که به جلو حرکت کنيم. اجازه ندهيد که در مسائل باوري هيچ چيز مانع شما در جستوجوي هدايت واقعي گردد. بگذاريد که اين ماجرا سبب رشد و کمال شما در انجمن گردد؛ نه اينکه به نام دين، به بدگويي و سياست زدگي روي آوريد. خداوند ما را به سوي حق و حقيقت رهنمون سازد.
با آرزوي دوستي و محبت بين همة خواهران و برادران ديني.
------------------
پي نوشت:
1.Abdulaziz Sachedina
2. Samachars Munir Daya
3. Islamic Messianism: the idea of mahdi in twelver shism
1. Federation Samachar
2 . Ignaz Goldziher
3. Dozy
1. Darme Steler
2. Margoliauth
3. Bernard lewis
4. Henri lammens
11 . ساشادينا، کتاب خود دربارة مهدويت را بر روش تحقيق تاريخي پي ريزي کرده است و خود دراينجا به اين مسئله اقرار ميکند. همان روشي که بسياري از شرقشناسان برجسته مانند گلدزهير، دارم‌استتر و ديگران از آن استفاده کرده و در بررسي انديشههاي شيعه و مهدويت به آن استفاده نمودهاند، لازم ذکر است که دليل اشتباه بسياري از شرقشناسان دائرة المعارف نويس و انگلوسکسون در اواخر قرن نوزدهم در بررسي مهدويت، همين شيوه تاريخ نگاري بوده است.
آنان کوشيده اند، مهدويت را ثمره رخدادها و وقايع تاريخي مانند قيام مختار، محمد احمد سوداني و- ديگر مدعيان دروغين مهدويت قلمداد کنند و به جاي تبيين جايگاه باوري مهدويت درمتون ديني مسلمانان و شيعه، به پيامدها و آثار تاريخي اين انديشه ميپردازد متأسفانه ساشادينا نيز به خلاف اعلام مخالفت خود با اين دسته از شرقشناسان، به سوي نگرش تاريخي قدم برداشته است و صرفاً به کتابهايي همچون فرق الشيعة نوبختي اکتفا ميکند.
سزاوار بود وي همچون انديشمنداني مانند هانري کربن يا آنه ماري با استفاده از شيوه پديدار شناسي، جايگاه اين انديشه را در هندسة ذهني و اعتقادي شيعة بررسي ميکرد و در اين راستا، به منابع شيعي مراجعه ميکرد بيترديد موفقيت اسلام شناسان قرن بيستم نسبت به اسلام شناسان قرن نوزدهم، استفاده آنان از شيوه پديدارشناسي و توصيفي به جاي شيوه تاريخنگاري است.
1. Objentivitg
13 . البته در احاديث نبوي درباره امامان، نام امامان بيان شده و پيامبر اکرم به اسم يک يک ائمه اشاره کرده است و اينگونه نيست که تفصيل دربارة شخصيت امامان بويژه دوره امام صادق ( باشد. هر چند به سبب تقيه و مصونيت ائمه از ستم حاکمان عباسي در پاره اي احاديث نام امامان و يا امام بعدي پنهان نگه داشته ميشد. به نظر مي رسد يکي از سخنان آسيبپذير ساشادينا که سبب انتقاد به او شده، همين سخن باشد.
1. stan more
1. Golal Muslim Missimon Of tanzania
[مجله شماره 18 : - مقالات]