Skip Navigation Links
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links



 

   
   

نگرش امام خميني به اصل هدايت و مراقبت معنوي مهدي موعود در عصر غيبت 

 
 

امامت و مراقبت معنوي امام مهدي (ع) در آخر زمان

هنگام بحث از رهبري امام مهدي (ع) در آخر زمان بايد دوران غيبت كبرا و دوره ظهور حضرت را جداگانه مورد بررسي قرار داد زيرا رهبري او در عصر غيبت به گونه غيرمستقيم و از طريق نيابت هاي مقطعي صورت مي گيرد. اما در عصر ظهور رهبري حضرت مهدي بدون واسطه نايبان است و بسا با مدعيان علم و نيابت پيامبر در ستيز خواهد بود.

امام خميني ـ رهبر كبير انقلاب اسلامي ـ ديدگاه هايي روشن درباره دوران هاي متمايز رهبري مهدي موعود دارد. در آن روزگار كه حضرت امام به عنوان مرجع تقليد شيعيان نيابت عامه ولي عصر(ع) را عهده دار بود ايشان را رهبر حقيقي امت و صاحب اصلي كشور ايران نيز ساير كشورهاي مسلمان مي شناخت. بنابراين امام راحل چه در امور ديني و حوزوي و چه در مسائل سياسي نهضت پانزدهم خرداد و طاغوت ستيزي همواره به عنايت و توجه حضرت مهدي (ع) و امامت وي اتكا و اتكال داشت و خود را بيش از طلبه اي خدمتگزار نمي دانست. با پيدايش موج تحول روحاني در ميان ملت ايران رهبري حضرت مهدي جلوه ديگري يافت و امام خميني بيش از گذشته بر اين مساله تاكيد مي ورزيد.

“همه آقايان بناي براين بگذارند كه كارهايشان را روي وظيفه شان عمل بكنند. خودشان را ببينند در يك جمهوري اسلامي ببينند در يك مملكتي هستند كه راس اين مملكت امام زمان ـ سلام الله عليه ـ مراقبشان هست مامورهاي مخفي دارد ملائكه الله مامورند... ما يك مملكتي الان هستيم كه يك مراقبي داريم معصوم.” (1)

بنيانگذار جمهوري اسلامي با طرح رهبري حضرت صاحب الزمان (ع) در نظام جمهوري اسلامي مسئوليت هاي ديني ـ سياسي ملت منتظر ايران را خاطر نشان مي سازد. نخست اين كه مردم در چنين نظامي بايد كوشش هايي متناسب با اهداف و رهبري الهي نظام داشته باشند و ديگر اين كه حضور معنوي و حقيقي امام غايب را به ياد داشته و مراقب كردارهاي خويش باشند.

از بخش نخست برمي آيد كه رژيم و حكومت منتخب مردم ايران گرايش اسلامي دارد و رهبر حقيقي آن انسان كامل يا امام مهدي (ع) است. طرح مساله رهبري حضرت حجت (ع) در جمهوري اسلامي ايران در واقع نمودار جهت گيري هاي قرآني و ولايي پيامبر اسلام در اين نظام سياسي نوظهور است. امام خميني با اين ديدگاه راه آينده جمهوري اسلامي را روشن مي سازد كه همان وابستگي به بعثت و ولايت انسان كامل است. بنابراين حاكمان در اين نظام انقلابي بايد خود را كارگزاران او به شمار آورند نه كارگزاران شخص و حزب سياسي. چند و چون سياست گذاري هاي آتيه جمهوري اسلامي نيز بايد برآمده از فلسفه و آرمان هاي حكومت جهاني انسان كامل باشد نه تحميل شده از سوي اشخاص و احزاب و دولت هاي بيگانه و استكباري. تاكيد حضرت امام بر اين امر بر ضرورت باور و يقين مسئولان كشور در پيوند با حقيقت امامت انسان كامل در نظام الهي ـ مردمي جمهوري اسلامي دلالت دارد. به عبارت ديگر امام خميني سخني فراتر از حد يك تعارف و مصلحت انديشي ديني داشته است و در واقع ديدگاه عرفاني و ولايي خود را بيان مي دارد كه پذيرش رهبري انسان كامل در ايران اسلامي است. دغدغه ها و فرمان هاي ايشان در ساليان بعد در زمينه اجراي احكام الهي قرآن و تبعيت از رسول اكرم و ائمه اطهار(ع) نيز ترديدي به جاي نمي گذارد كه به راستي رهبري مهدي موعود به عنوان انسان كامل در جمهوري اسلامي ايران پذيرفته شده است.

از بخش ديگر كلام امام خميني مي توان جنبه معنوي و اخلاقي رهبري انسان كامل را به دست آورد كه در هر عصري در مورد امام عصر(ع) قابل اثبات و پذيرفتني و اجرا شدني است. احاديث چندي در متون روايي شيعه موجود است كه از عرضه اعمال شيعيان به پيشگاه حجت خدا و معصوم زمان (ع) حكايت مي كند. بي گمان در عصر غيبت نيز همين روال ادامه دارد و حضرت مهدي (ع) به عنوان رهبر الهي مردم از زشتي ها و زيبايي هاي كردار منتظران و مسلمانان آگاه مي گردد.

در اين مجال بيشتر بر امامت معنوي و مراقبت عيني حضرت مهدي (عج) در عصر غيبت تكيه شده است و چند و چون امامت سياسي و اجتماعي آن حضرت بايد در آينده پي گرفته مي شود. به سخن ديگر اين بحث به دليل مرتبط بودن با مقوله انسان كامل بيانگر جنبه هاي اعتقادي ـ تكليفي مهدويت در حيات منتظران است هر چند كه در ضمن مباحث به جنبه سياسي امامت مهدي موعود در غيبت او نيز اشارتي رفته است.

2 ـ خرسندي امام مهدي (ع)

موارد بسياري در كلام رهبر فقيد انقلاب اسلامي ناظر به رضايت انسان كامل از اعمال مردم است. همان طور كه حضرت حجت (ع) مثل اوليا و انبيا در راستاي كسب رضوان الهي و جلب رحمت و مغفرت حق تعالي مي كوشد و مصداق كامل نفس راضيه و مرضيه است. دين باوران نيز به ويژه در دوران غيبت بايد گفتار و رفتاري مطلوب داشته باشند. مطلوب بودن ساختار اعمال اهل توحيد و امامت معصوم (ع) در خرسندي آن حضرت متجلي مي شود كه چيزي به جز طاعت حق و پرهيز از معصيت او نيست.

“اعمالمان بايد يك اعمالي باشد كه يك وقتي به عرض ايشان رسيد راضي از ما باشد.” (2)

امام خميني در اين عبارت هشدارآميز به چگونگي اعمال منتظران اشاره دارد كه شامل انگيزه ها و كنش ها و واكنش هاي آنان در زندگي فردي و جمعي مي شود اخلاص در نيت و گفتار و كردار ـ كه آيات قرآن كريم و احاديث معصومان (ع) بر ضرورت آن در حيات مومنانه دلالت دارند ـ ويژگي بارز اعمال موردنظر است. افزون بر آن بايد از ظهور اسماي حق در بستر اعمال سخن راند كه مومنان را همچون همراهان رسول اكرم (ص) انسان هاي چند بعدي مي سازد و جاذبه و دافعه اخلاقي و اجتماعي شان را به نمايش مي گذارد يعني آنان را به صورت خودساخته هايي كمال طلب در تبعيت از انسان كامل يا امام زمان خويش نشان مي دهد.

“رزمندگان عمليات كربلاي 4 و 6 و خصوصا كربلاي 5 كه واقعا حماسه ها آفريدند و حصرت و تعجب همه جهانيان را برانگيخته اند... و دل انبيا و پيامبر اسلام و مولاي خود حضرت صاحب الامر را شادمان ساخته اند.” (3)

در اين گفتار امام خميني مصداقي بارز از اعمال رضايت بخش در پيشگاه حضرت مهدي (عج) بيان شده است. حماسه آفريني هاي مكرر مجاهدان اسلام يا منتظران ستم ستيزـ كه مكتب مهدوي را عصر حاضر مكتبي راهگشاي عزت نمايانده اند ـ نمونه هاي انكارناپذيري از اعمال صالح در فرهنگ ديني به شمار مي آيند. اساسا روح عمل صالح ـ كه امام زمان را شادمان مي سازد و سبب مباهات آن حضرت نزد خداوند است ـ در اخلاص و جهاد دفاعي منتظران تجلي فزاينده اي دارد زيرا مجاهدان حق به مقام محبت او دست يافته اند و از خوان نعمت هاي جاويد او برخوردارند. پيشواي فقيد انقلاب اسلامي با ذكر حيرت و تعجب ملت هاي در بند از حركت حماسه آفرينان دفاع مقدس مهدي موعود را مولاي رزمندگان صالح مي خواند. چنين تعبيري يادآور عشق و عرفان انسان سازي است كه آنان در بستر ولايت معنوي انسان كامل به دست آورده اند.

3 ـ حمايت امام مهدي (ع) از شيعيان علوي

حمايت انسان كامل از رهروان صراط مستقيم توحيد و تقوا حقيقتي ترديد ناپذير است و چنين حمايتي بي گمان پرتوي از عنايت حق متعال به ولي معصوم (ع) به شمار مي رود. در دوران غيبت كبري به دليل طولاني بودن آن و نيز هجوم فتنه هاي فكري و اجتماعي آخر زمان ـ كه بسا راهزن ايمان و عمل منتظران خواهد گشت ـ به حمايت معنوي انسان كامل نياز است. هر چند كه اين حمايت الهي در هنگام ظهور به طور تمام و كمال ظاهر مي شود با اين همه مي توان پيش از ظهور حضرت مهدي (ع) بهره هايي فراخور اعتقاد و اعمال خويش اندوخت. نبايد از ياد برد كه مقصود از حمايت انسان كامل در واقع همان هدايت الهي او است كه در اوقات توسل و توجه به ساحت قدسي حضرت اباصالح (ع) خودنمايي مي كند.

بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در موارد متعدد از مساله پشتيباني امام عصر(ع) سخن رانده و آن را به عنوان يكي از اصول اعتقادي خويش در مورد مهدويت نمايانده است كه در اين جا اشارتي بدان خواهيم داشت.

الف) پيروزي انقلاب اسلامي

امام خميني در اسفندماه 58 (در قبرستان بقيع قم) با بيان اسلامي و ايماني بودن نهضت پانزدهم خردادـ كه بعدها در فجر انقلاب اسلامي متجلي گشت ـ حمايت حضرت ولي عصر(عج) از ملت ايران و رهبري آن را يادآور مي شود:

“اين قيامي كه از 15 خرداد شروع شد... قيامي اسلامي است قيامي ايماني است... اين اسلام است كه غلبه كرد بر ابرقدرت ها اين اسلام است كه فرزندان آن به شهادت راغب هستند... ما منت از ولي عصر مي كشيم كه پشتيباني از ما فرمودند.” (4)

ب) استمرار انقلاب و دفاع از آرمان هاي انساني ـ الهي آن

حضرت امام هر گونه هراس در راه اسلام و انقلاب را نفي مي كند و مردم را متوجه حق گرايي در حركت خويش مي سازد. بدين سان از منظر حق گرايانه بودن نظام شكست و پيروزي ظاهري مطرح نيست زيرا مبارزان اسلام به تكاليفي عمل كرده اند كه خدا و پيامبر اسلام در قبال ظلم و تجاوز تعيين نموده اند. رهبر فقيد انقلاب با طرح معيت خداوند و امام عصر(عج) و ياد كرد دعاي مبارك آن حضرت دل هاي مردم و مجاهدان را به حمايت ولي حق از آنان مطمئن مي گرداند:

“خدا همراه شماست. امام زمان ـ سلام الله عليه ـ دعاگوي شماست. از چه ما مي ترسيم ما چرا بترسيم مايي كه راهمان راه خداست... از اين بترسيم كه كشته مي شويم خوب بشويم... از اين مي ترسيم كه غلبه بكنند غلبه هم بكنند ما ترس نداريم براي اين كه ما حقيم. وقتي حق هستيم غالب هم بشويم ما حق هستيم مغلوب هم بشويم ما حق هستيم.” (5)

ج) اندوه زدايي از ملت در مقابل تهاجم تبليغاتي ـ نظامي استكبار جهاني

امام خميني ملت ايران را از حضور آنان در محضر ولي عصر(عج) آگاه مي كند و به ادامه نهضت اسلامي خويش فرا مي خواند “خداوند شما را و همه ملت ايران را در محضر مبارك امام زمان ـ ارواحنافداه ـ آبرومند كند. شما غم نداشته باشيد كه پشتيبان شما خداست و امام عصرـ سلام الله عليه ـ در محضر او واقع شد همه اين امور. (6)

چنان كه از آموزه هاي عرفاني حضرت امام برمي آيد انسان و جهان ـ خواه ناخواه ـ در محضر پروردگارند. ذكر تسبيح موجودات در آيات قرآن كريم به روشني يادآور همين واقعيت است هر چند كه برخي به مفهوم و اعماق آن پي نبرده اند. بي گمان در باور قرآني هر مسلمان نمي توان ايمان به محضر حجت خداوند را ـ كه در هر زمان ناظر و حامي مسلمانان است ـ جلوه اي از اعتقاد به محضر خداوند به شمار نياورد زيرا وي مظهر كامل اسماي جمال و جلال پروردگار است و خلافت حقيقي او را برعهده دارد. طرح و تكرار محضر مهدي موعود در گفتار عارفانه امام خميني در حقيقت نمودار چنين اعتقادي بايسته اي است كه بسا مورد غفلت مسلمانان قرار گرفته است.

اين سخن بيان كننده اين واقعيت است كه غيبت حضرت صاحب (ع) از نوع غيبت هاي انبيا و اوليا است يعني غيبت در عين حضور. بنابراين نمي توان غيبت آن حضرت را به معناي عدم حضور در دوراني درازمدت تلقي كرد. چنين باورداشتي با فلسفه امامت ابراهيمي و منزلت اوليا و حجت هاي حق در هر عصر مغايرت دارد. زيرا جهان و زماني بدون ولي يا امام معصوم و منصوب از طرف خداوند ممكن و قابل تصور نيست... حكمت ليله القدر و استمرار آن در تمام سال ها و زمان ها در اين است كه قرآن و عترت پيامبر به عنوان حافظ و مفسر و مجري حقايق آن جدايي ناپذير است (مهدويت از منظر امام خميني به كوشش ابوالفضل هدايتي موسسه چاپ و نشر عروج)

پاورقي:

1 ـ صحيفه امام ج 9 ص 17 و 18

2 ـ همان ص 18

3 ـ همان ج 20 ص 200

4 ـ همان ج 6 ص 360 و 361

5 ـ همان ج 10 ص 13

6 ـ همان ج 12 ص 479

 

 

جمهوری اسلامی - تاريخ شمسی نشر 15/05/1388